|
قطع برنامه های عادی رسانه های خارجی/ پخش مستقیم سخنان رهبر انقلاب | |
|
| |
|
شبکه های مهم خبری منطقه و جهان به ویژه الجزیره و العربیه و بی بی سی با قطع برنامه های عادی خود سخنان مهم رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در خطبه های نماز جمعه را به طور مستقیم پخش کردند. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر ، برخی شبکه های منطقه ای و بین المللی مانند الجزیره، الجزیره مباشر، العربیه ، بی بی سی عربی و انگلیسی ، المنار و ای ان بی لبنان با قطع برنامه های عادی خود به پخش مستقیم و کامل سخنان مهم رهبر معظم انقلاب در خطبه های نماز جمعه پرداختند. منبع خبر:واحدبین الملل خبرگزاری مهر |
اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر
زنده باد مردم ایران ُزنده باد حق و حقیقت زنده باد راستی و صداقت
زنده باد پاکی و یک رنگی زنده باد رجایی زمان زنده باد احمدی نژاد قهرمان
ملت قهرمان ایران ثابت کرد در نبردی دیگر و در سنگری دیگر با دشمنان انقلاب و ولایت که به هر بادی نمی وزد و به هر قول و وعده ای خام نمی شود.ملت رشید ایران بدانند که بنده بنا به رقابت تنگاتنگ بین نامزدها آماری داده بودم که این بار آقای دکتر احمدی نژاد با کسب ۴۰ درصد آرا برنده خواهد شد درحالیکه هرچه زمان می گذرد بر شگفتی بنده افزوده می شود چراکه رییس جمهور مکتبی ما تاکنون با کسب بیش از ۶۴درصد از آرا برنده میدان است.
تبریک باد مردم را و تبریک باد مقام عظمای ولایت را و پاینده باد مردم سلحشور ایران که حماسه ای بس شگرف و فراموش ناشدنی آفریدند.و ثابت کردند که با تخریب رقیب و پنهان کاری اعمال بد خود و با دست یازیدن به وجهه مذهبی نمی توان موج سبزی ایجاد کردو بایست که موج سبز از درون دل مردم موج سبز باشد .آری ایران به موج سبز نیاز داشت ولی موج سبز نه در بازوان و پیشانی بندها ُبلکه در درون قلب ملت ایران بود که به مانند رای مثبت به دولت کریمه و خدمتگزار ایجاد شد.آری زنده باد موج سبز دکتر احمدی نژاد.
مدیر پایگاه خبری فتح نیوز




دکتر جان خادمی ملت مبارکت باشد
آقای محسن رضایی۱۵ درصد از آرا
آقای مهدی کروبی۲۰ درصد از آرا
آقای میرحسین موسوی ۲۵ درصد از آرا
آقای محمود احمدی نژاد ۴۰ درصد از آرا.
اگر انتخابات به دور دوم کشیده شود آقای میرحسین موسوی ۴۰درصد از آرا را کسب و آقای محمود احمدی نژاد۶۰ درصد از آرا را کسب خواهد کرد.بدینصورت آقای دکتر محمود احمدی نژاد با دعای خیر مردم روانه کاخ ریاست جمهوری اسلامی ایران برای یک دوره دیگر خدمتگزاری خواهد شد.

ببینید در عرض این یک دوره چقدر پیر شد.
در تاریخ۱۱خرداد۱۳۸۴زمانی که هشت کاندیدا باهم به رقابت برخاسته بودند من یش بینی ای کردم که درست از آب درآمد.که عین همان یش بینی را در اینجا ثبت می کنم.در طی این چهار سال احمدی نژاد بجای مماشات و همراهی با مطامع غرب علیه ملت ایران ،ایستاده مردن را انتخاب کرد تا در مقابل دشمنان که صدالبته به داخل مملکت نیز به شدت نفوذ کرده بودند شجاعانه به نبرد برخیزد و از حقوق ملی دفاع کند.نتایج نیازی به برشماری نیست و همه ما اگر به دقت تفکر کنیم می بینیم که در چه جهاتی که دستگاه رایزنی دوم خرداد به امثال جک استراوها لبخند می زد و خوش مشربی می کرد بواسطه دکتر احمدی نژاد به نکات مثبتی رسیدیم و قاطعانه ایستادیم.بار دیگر مردم حق شناس به خوبی مسیر را تشخیص خواهند داد و به جای سرخم نمودن در مقابل زورگویی های داخلی و خارجی مسیر اقتدار و عزت را با حضور در کنار دکتر احمدی نژاد انتخاب خواهند کرد.
زنده باد ملت قهرمان ایران زنده باد رجایی زمان زنده باد احمدی نژاد و زنده باد پابرهنگان
پیش بینی سال ۱۳۸۴ انتخابات ریاست جمهوری:
منبع: www.khalegi.persianblog.ir
چهارشنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٤
بحث انتخاباته
با اين فعاليتهای انتخاباتی متفاوتی که نسبت به ساير دوره ها آغاز شده از همين الان هم می توان حدث زد که احتمال پيروزی از آن کيه.
لاريجانی و هاشمی و معين و.... سايرين به شيوه سنتی شروع به تبليغ نوده اند که شايد الان ديگه خيلی کليشه ای شده . در حالی آقای احمدی نژاد به نوعی فرياد با سکوت را پيش گرفته و با پيشينه ای مثبت و هم اکنون با شيوه جديد تبليغاتی که شامل استفاده از ساده ترين و بی تکلف ترين امکانات است شروع به تبليغ نموده که آدم را ياد اولين انتخابات رياست جمهوری ميندازه.
البته ما که سنمون قد نميده ولی از شنيده ها و آثار روی ديوارها ميتوان اين نکته را فهميد.
اميد ميرود با چنين تبليغات و شفاف سازی منش و اخلاقی از طرف احمدی نژاد
ايشان با تقريبا ۷۰در صد آرای انتخاباتی که کسب خواهند نمود ياد و خاطره انتخاب رجايی را در دلها زنده نمايند. از طرفی با اين انتخابات و آرای فعال شده به توسط اين شيوه تبليغاتی احتمال اين می رود که آرای اين دوره از انتخابات بعد از دوران رجايی کبير به ياد ماندنی ترين و ملی ترين آرای تاريخ چندين ساله جمهوری اسلامی خواهد بود.
http://bafrajard.persiangig.ir/gazza.3GP براي ديدن فيلم كليك كنيد.



براي استفاده از لينك فوق به سايت شهيد آويني سري بزنيد.سايت شهيد آويني
تماس با مدير وبگاه خبري فتح نيوز
09141181826
بيروت از ديروز ناآرام است و كساني كه به ملت خويش خيانت مي كردند مي بايست به آتش قهر ملت لبنان گرفتار آيند.
بحث تعطيلي خطوط ارتباط مخابراتي درون سازماني مقاومت حزب الله از ديروز با اتمام حجت سيد حسن نصرالله لبنان را وارد مرحله سرنوشت سازي كرد.مرحله اي كه به لطف الهي در اين مرحله نيكيها با خروش هرچه تمام تر زشتي ها را از چهره سياسي لبنان كنار خواهند زد و افق روشني در پيش روي لبنان خواهد بود.
با ابراز قدرت گروه هاي همسوي طرفدار دولت نامشروع بر عليه حزب الله ، درگيري هاي شديدي در بيروت صورت گرفت كه با تحت نفوذگرفتن فرودگاه بين المللي لبنان در زاويه بيروت توسط مقاومت ، طرفداران سينيوره عملا فلج شده و پيشنهاد مذاكره توأم با اقتدار را مطرح كردند كه در پي آن حزب الله مي بايست پيشنهاد 14 مارس را بپذيرد كه اين اتفاق صورت نپذيرفت و درگيريها به شكلي جدي ادامه پيدا كرد.
از ديروز تا امروز جمعه درگيريهاي شديدي بين طرفهاي درگير صورت گرفته كه امروز و الان كه من اين خبر را مخابره مي كنم وليد جنبلاط (از عوامل اسراييل در لبنان از 25 سال پيش تا كنون)از بيروت متواري شده است و اغلب نيروهاي تحت رهبري وي و سعد حريري سلاح خويش را تحويل ارتش لبنان داده اند و مقر سعد حريري و وليد جنبلاط در محاصره است .
مقر راديو و تلويزيوني جريان المستقبل به اشغال مردم در آمده.
اين درحاليست كه برخي از اعضاي اين گروه ها با استفاده از تك تيراندازانشان هنوز به روي مردم آتش مي كنند.
نيروهاي وابسته به دولت سينيوره و وليدجنبلاط در منزل سميرجعجع (از عوامل اسراييل و رهبر حزب نظامي فالانژهاي لبنان كه 4 ديپلمات ايراني به توسط نيروهاي وي ربوده و به اسراييل تحويل داده شدند)گردهم آمده اند تا الباقي اوضاع را بررسي كنند.
مقر دولت شكسته بسته سينيوره به همراه باقيمانده كابينه اش كه فرصت فرار نداشته اند هم اكنون در محاصره نيروهاي مردمي هستند.
وليدجنبلاط از عربستان تشكر كرده و خواستار حمايت آن كشور از خود و سينيوره شده.
درگيريهايي نيز در غرب بيروت آغاز شده .
به طور كلي اوضاع بيروت به نفع نيروهاي مردمي و مقاومت حزب الله مي باشد و سعد حريري كه تا امروز صبح در بخش ماهواره اي خويش تبليغات سوء بر عليه حزب الله به راه انداخته بود امروز و با فتح مقر تلويزيوني المستقبل اعلام كرده كه اشتباه و سوء تفاهم پيش آمده است و آماده مذاكره است!!!
به نظر بنده مساله رييس جمهوري لبنان از هم اكنون حل شده مي باشد و دولت ملي لبنان مي بايست علي رغم عفو عمومي گروه ها و با انحلال گروه هاي معاند سران اين گروه ها را دستگير و محاكمه نمايد علي الخصوص سميرجعجع و وليد جنبلاط را كه نمي دانم روي چه حسابي تاكنون آزادانه گشته اند و كسي هم معترض جنايات ايشان نشده است.
ضمنا كشورهاي عربي(همانهايي كه در چندين جنگ بر عليه اسراييل به صورت متحدانه شكست خورده اند و نتوانسته اند كاري از پيش ببرند ) قرار است فردا شنبه در قاهره گردهم آيند و در مورد وضعيت لبنان و احتمالا بر عليه حزب الله(تنها باعرضه نبرد با اسراييل)تصميم گيري كنند كه البته ناچار خواهند بود شرايط پيش آمده را چه بخواهند و چه نخواهند بپذيرند.
هم اكنون اداره بيروت در دست نيروهاي مردمي است و حزب الله لبنان به دليل عدم به وجود آمدن شبهه دخالت نكرده است.
حزب الله اعلام كرده است كه امشب تكليف را يكسره خواهد كرد و از سويي سيد حسن نصرالله با سخنراني به افشاي خيانت هاي گروه حاكم و توطئه هاي مشترك آمريكا و اسراييل با همدستي گروه حاكم خواهد پرداخت.

خلیج فارس یا خلیج پارس (به انگلیسی: Persian Gulf) آبراهی است که در امتداد دریای عمان و در میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد. مساحت آن ۲۳۳٬۰۰۰ کیلومتر مربع است، و پس از خلیج مکزیک و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان بشمار میآید. خلیج فارس از شرق از طریق تنگه هرمز و دریای عمان به اقیانوس هند و دریای عرب راه دارد، و از غرب به دلتای رودخانه اروندرود، که حاصل پیوند دو رودخانهٔ دجله و فرات و الحاق رود کارون به آن است، ختم میشود.
کشورهای ایران، عمان، عراق، عربستان سعودی، کویت، امارات متحده عربی، قطر و بحرین در مجاورت خلیج فارس هستند.
بدلیل وجود منابع سرشار نفت و گاز در خلیج فارس و سواحل آن، این آبراهه در سطح بینالمللی منطقهای مهم و راهبردی بشمار میآید.
| مساحت | ۲۳۳٬۰۰۰ کیلومتر مربع |
| منطقه | اقیانوس هند |
| کشورهای ساحلی |
زمین شناسان معتقدند که در حدود پانصدهزار سال پیش، صورت اولیه خلیج فارس در کنار دشتهای جنوبی ایران تشکیل شد و به مرور زمان، بر اثر تغییر و تحول در ساختار درونی و بیرونی زمین، شکل ثابت کنونی خود را یافت.
این خلیج توسط تنگه هرمز به دریای عمان و از طریق آن به دریاهای آزاد مرتبط است. جزایر مهم آن عبارتاند از: بحرین، قشم، کیش، خارک، ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک و لاوان که تمامی آنها بجز بحرین به ایران تعلق دارد.
خلیج فارس و سواحل آن معادن سرشار نفت و گاز دارد و مسیر انتقال نفت کشورهای ایران، عراق، کویت، عربستان و امارات متحده عربی است، و به همین دلیل، منطقهای مهم و راهبردی بشمار میآید. بندرهای مهمی در حاشیه خلیج فارس وجود دارد که از آنها میتوان بندرعباس، بوشهر، بندرلنگه و بندر ماهشهر در ایران، و شارجه، دوبی و ابوظبی را در امارات متحده عربی نام برد.
خلیج فارس نامی است به جای مانده از کهنترین منابع، زیرا که از سدههای پیش از میلاد سر بر آوردهاست، و با پارس و فارس - نام سرزمین ملت ایران - گره خوردهاست. در سالهای اخیر نام خلیج عربی نیز در برخی منابع بطور محدود بکار رفته است.که البته این نام کاملا جعلی و دروغین است.و نام خلیج فارس تا ابد فارس خواهد ماند.
سازمان ملل متحد در چندین نوبت در بیانیهها، اصلاحیهها و مصوبههای گوناگون و با انتشار نقشههای رسمی، نه تنها بر رسمی بودن نام «خلیج فارس» تاکید کرده، بلکه از هیاتهای بینالمللی خواسته که در مکاتبات رسمی به ویژه در اسناد سازمان ملل از نام کامل «خلیج فارس» استفاده نمایند.
قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینهاست که عدهای معتقدند خلیج فارس گهواره تمدن عالم یا خاستگاه نوع بشر است.» ساکنان باستانی این منطقه، نخستین انسانهایی بودند که روش دریانوردی را آموخته و کشتی اختراع کرده و شرق و غرب را به یکدیگر پیوند دادهاند.[نیازمند منبع]
دریانوردی ایرانیان در خلیج فارس، قریب پانصد سال پیش از میلاد مسیح و در دوران سلطنت داریوش اول آغاز شد. داریوش بزرگ، نخستین ناوگان دریایی جهان را به وجود آورد. کشتیهای او طول رودخانه سند را تا کرانههای اقیانوس هند و دریای عمان و خلیج فارس پیمودند، و سپس شبه جزیره عربستان را دور زده و تا انتهای دریای سرخ کنونی رسیدند. او برای نخستین بار در محل کنونی کانال سوئز فرمان کندن کانالی را داد و کشتیهایش از طریق همین کانال به دریای مدیترانه راه یافتند. در کتیبهای که در محل این کانال به دست آمده نوشته شدهاست:[نیازمند منبع]
| «من پارسی هستم. از پارس مصر را گشودم. من فرمان کندن این کانال را دادهام از رودی که از مصر روان است به دریایی که از پارس آید پس این جوی کنده شد چنان که فرمان دادهام و ناوها آیند از مصر از این آبراه به پارس چنان که خواست من بود.» |
سفرنامه فیثاغورث ۵۷۰ قبل از میلاد تا سال ۱۹۵۸ در تمام منابع مکتوب جهان نام خلیج فارس و یا معادلهای آن در دیگر زبانها ثبت شدهاست.
در دوره داریوش دوم ناوگانی ایرانی به رهبری سردار صداسپ ماموریت یافت تا جهان را دور بزند. وی عازم دریای مدیترانه و سواحل شنقیط (موریتانی) تا نزدیک اشانتی و سواحل بنین پیش رفتند ولی در اثر برخورد با اقوام وحشی سفر را ناتمام کذاشتند.
داریوش در این کتیبه از خلیج فارس به نام «دریایی که از پارس میآید» نام بردهاست. در کتاب اوستا اگرچه از نام خلیج فارس بطور صریح نام برده نشده اما در مهر یشت در مبحث مهر یا میترا اشارهای نیز به اروندرود شدهاست که در آن دوره ارونگ گفته میشدهاست:
| دارنده دشتهای فراخ و اسبهای تیزرو که از سخن راستین آگاه است و پهلوانی است خوش اندام و نبرد آزما، دارای هزار گوش و هزار چشم و هزار چستی و چالاکی یاد شده، کسی است که جنگ و پیروزی با اوست، هرگز نمیخسبد، هرگز فریب نمیخورد، اگر کسی با او پیمان شکند خواه در شرق هندوستان باشد یا بر دهنه شط ارنگ، از ناوک او گریز ندارد، او نخستین ایزد معنوی است که پیش از طلوع خورشید فنا ناپذیر تیز اسب بر بالای کوه هرا بر میآید و از آن جایگاه بلند سراسر منزلگاههای آریایی را مینگرد. |
یونانیهای باستان این خلیج را «پرسیکوس سینوس» یا «سینوس پرسیکوس» که همان خلیج فارس است، نامیدند. از آنجا که این نام برای نخستین بار در منابع درست و معتبر تاریخی که غیر ایرانیان نوشتهاند آمدهاست، هیچ گونه شائبه نژادی در وضع آن وجود ندارد. چنان که یونانیان بودند که نخستین بار، سرزمین ایران را نیز «پارسه» و «پرسپولیس» یعنی شهر یا کشور پارسیان نامیدند. استرابن جغرافیدان سدهٔ نخست میلادی نیز به کرات در کتاب خود از خلیج فارس نام بردهاست. وی محل سکونت اعراب را بین دریای سرخ و خلیج فارس عنوان میکند. همچنین فلاریوس آریانوس مورخ دیگر یونانی در کتاب تاریخ سفرهای جنگی اسکندر از این خلیج به نام «پرسیکون کیت» که چیزی جز خلیج فارس، نیست نام میبرد.
البته جستوجو در سفرنامهها یا کتابهای تاریخی بر حجم سندهای خدشه ناپذیری که خلیج فارس را «خلیج فارس» گفتهاند، میافزاید. این منطقه آبی همواره برای ایرانیان که صاحب حکومت مقتدر بودهاند و امپراتوری آنها در سدههای متوالی بسیار گسترده بود هم از نظر اقتصادی و هم از نظر نظامی اهمیت خارق العادهای داشت. آنها از این طریق میتوانستند با کشتیهای خود به دریای بزرگ دسترسی پیدا کنند و به هدفهای اقتصادی و نظامی دست یابند.
تا قرن ۱۹ میلادی، تقریبا در تمامی اسناد موجود، این آبراهه در فارسی با نام خلیج فارس یا دریای فارس، در عربی با نامهای (به عربی: الخلیج الفارسي) یا (به عربی: بحرالفارسي) یا (به عربی: بحرالعجم)، و در زبانهای اروپایی با نامهایی مانند Persian Gulf، Sinus Persicus، Persische Golf، و Golfo di Persia نامیده میشده است.
در بازه زمانی کوتاهی در قرن ۱۷ میلادی، در اسناد بریتانیایی از این آبراهه با عنوان خلیج بصره نام برده شده بود که حکایت از اهمیت بصره در تجارت آن دوران داشته است.[نیازمند منبع] احتمالا از آنجاییکه بصره در کنار خلیج فارس واقع نشده، استفاده از این نام پس از مدت کوتاهی متوقف شد.
آثار عرب زبان نیز بهترین و غنیترین منابعی هستند که برای شناسایی و توجیه کیفیت تسمیه این دریا میتواند در این بررسی مورد استفاده قرار گیرد. در تمام منابع عربی تا قبل از سال ۱۹۵۸ خلیج فارس با نام بحر فارس و یا خلیج فارس ثبت شدهاست در این منابع و آثار از دریای فارس و چگونگی آن بیش از آثار فرهنگی موجود در هر زبان دیگری گفت و گو شدهاست. در آثار ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، یاقوت حموی، حمزه اصفهانی، ناصرخسرو قبادیانی، ابوریحان بیرونی، ابن بلخی و دیگرانی که اکثر آنان کتابهای خود را به زبان عربی نیز نوشتهاند، و همچنین در آثار نویسندگان جدید عرب از نام «خلیج فارس» بدون کم و کاست یاد شدهاست.
بحر فارس نامی است که عربها در قرون اولیه اسلام بجای دریای پارس بکار میبردند و این مفهوم شامل خلیج فارس و دریای عرب نیز میشد ولی در قرنهای اخیر تنها به پهنه آبی که شامل تنگه هرمز تا دهانه اروند رود میشود و بجای بحر فارس خلیج فارس میگفتند تا اینکه از سال ۱۹۵۸ بدنبال یک فراخوان از سوی رهبران قوم پرست در اتحادیه عرب مقرر شد که خلیج فارس را خلیج عربی بنامند و اکنون این نام جدید در ۲۲ کشور عربی بکار میرود و در بعضی از رسانههای غربی نیز این نام جدید بکار گرفته میشود. که این امر اعتراض شدید ایرانیان را برانگیختهاست. ایرانیان بر این باور هستند که نام جدید جعلی و با انگیزه سیاسی و از روی تعصب قومی بکار میرود و همچنان نام تاریخی خلیج فارس باید استفاده شود.[1]
درباره نام خلیج فارس تا اوایل دههٔ ۱۹۶۰ میلادی هیچ گونه بحث و جدلی در میان نبوده و در تمام منابع اروپایی و آسیایی و آمریکایی و دانشنامهها و نقشههای جغرافیایی این کشورها نام خلیج فارس در تمام زبانها به همین نام ذکر شدهاست.
اصطلاح «خلیج عربی» برای نخستین بار در دوره تحت قیمومت شیخ نشینهای خلیج فارس توسط کارگزاران انگلیس و بطور ویژه از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس مقیم در خلیج فارس به نام رودریک اوون در کتابی بنام حبابهای طلایی در خلیج عربی در سال ۱۹۵۸ نوشت که «من در تمام کتب و نقشههای جغرافیایی نامی غیر از خلیج فارس ندیده بودم ولی در چند سال اقامت در سواحل خلیج فارس متوجه شدم که ساکنان ساحل عرب هستند بنابر این ادب حکم میکند که این خلیج را عربی بنامیم» وی و فرد دیگری بنام سر چارلز بلگریو به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب این موضوع را مطرح کردند.
سر چارلز بلگریو که بیش از ۳۰ سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بودهاست، بعد از مراجعت به انگلستان در سال ۱۹۶۶ کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن نوشت که «عربها ترجیح میدهند خلیج فارس را خلیج عربی بنامند».[۶]
بلافاصله پس از انتشار کتاب سرچارلز بلگریو که نام قبلی سواحل جنوبی خلیج فارس یعنی «ساحل دزدان» را بر روی کتاب خود نهاده اصطلاح «الخلیج العربی» در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کرده و در مکاتبات رسمی به زبان انگلیسی نیز اصطلاح «عربین گولف» جایگزین اصطلاح معمول و رایج قدیمی «پرشین گولف» شد.[۷]
در بیست سال گذشته، مقالات و کتابهایی که در دفاع از تغییر نام خلیجفارس در همین کشورهای جدیدالتأسیس، منتشر شده، بر سه موضوع استوار است:
انگلیسها نخستین عاملان کاشته شدن این تخم نفاق بودند زیرا از قدیم در صدد بودند که خلیج فارس را تبدیل به یک دریای انگلیسی کنند. بعدها در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی آمریکاییها هم به پیروی از آنها از تبدیل خلیج فارس به خلیج آمریکایی سخن گفتند. از نظر آمریکاییها و اروپاییها این منطقه «شریان حیاتی غرب» در منطقه «استراتژیک غربی» و «حوزه منافع ویژه» است، لذا اگر قادر باشند خلیج فارس را به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تسلط خود در میآورند.[۹]
دولت ایران در روز ۱۳ مرداد سال ۱۳۳۷ به دلیل تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی از سوی عراق و برخی دیگر از کشورهای عربی و انگلیس اعتراض خود را به دولت جدید عراق به رهبری قاسم که با یک کودتای نظامی بر سر کار آمده بود و تمایل به حرکتهای آزادی خواهانه مصر به رهبری جمال عبدالناصر داشت، اعلام کرد.
همچنین دولت ایران در همان زمان در برابر این نام مجعول واکنش نشان داد و گمرک و پست ایران از قبول محمولههایی که به جای خلیج فارس نام خلیج عربی بر روی آن نوشته شده بود، خودداری کرد. ایران همچنین در مجامع و کنفرانسهای بینالمللی نیز در صورت به کار بردن این اصطلاح ساختگی از سوی نمایندگان کشورهای عرب واکنش نشان میداد. در این زمان بعضی از کشورهای عربی حتی اعتبار هنگفتی از محل درآمدهای کلان نفتی خود در اختیار بعضی از ماموران سیاسی در خارج میگذاردند تا با تطمیع مطبوعات خارجی نام مجعول خلیج عربی را به جای خلیج فارس رواج بدهند.
در نیمه نخست بهمن ماه سال ۱۳۷۰ خورشیدی سر ویراستار سازمان ملل متحد با اشاره به اعتراضهای پیاپی نمایندگان ایران در آن سازمان به استفاده از نام ساختگی خلیج عربی در اسناد این سازمان از کارکنان سازمان ملل خواسته تا اعتراض دولت ایران را همیشه در نظر داشته باشند. کار به جایی رسید که در یازدهم شهریور سال ۱۳۷۱ هنگامی که حیدر ابوبکر العطاس نخست وزیر جمهوری یمن در اجلاس سران جنبش عدم تعهد که در جاکارتا پایتخت اندونزی برگزار میشد، از نام ساختگی خلیج عربی استفاده کرد، با اعتراض شدید نمایندگان ایرانی رو به رو شد. او سرانجام از نمایندگان ایران عذرخواهی کرد. و این عمل را غیر عمد خواند.
اما واقعیت مطلب این است که خلیج فارس یک نام کهن تاریخی است که از بدو تاریخ بر روی این خلیج گذاشته شدهاست و انگیزه تلاش حساب شدهای که برای تغییر این نام به عمل میآید جز ایجاد فتنه و اختلاف بین کشورهای این منطقه نیست. همچنان که ژان ژاک پرینی نویسنده کتاب خلیج فارس اعتراف میکند. «ملتها و قومهای بسیاری بر کرانههای خلیج فارس استیلا یافته و فرمانروایی کردهاند ولی روزگارشان سپری شده و منقرض شدهاند. تنها قوم پارس است که با هوش و درایت خود همچنان پا برجا زیسته و میراث حاکمیت خود را تاکنون نگهداری کردهاست.»
|
نقشهای که توسط استخری جغرافیدان ایرانی در قرن ۹ میلادی در کتاب الاقالیم رسم شده است، و در آن نام «دریای فارس» (بحر فارس) برای خلیج فارس بکار رفته است. |
نقشه بریتانیایی چاپ ۱۸۰۸ میلادی که نام «خلیج فارس» را نشان میدهد. |
| |
|
نقشهای که سباستین مونستر در سال ۱۵۸۸ میلادی رسم کرده، و نام «خلیج فارس» را نشان میدهد. |
برق را در خرمن مردم تماشا كرده است آنكه پندارد كه حال مردم دنيا خوش است
در هر جاي دنيا، كساني پيدا مي شوند كه فقط ظاهر زندگي خود و چند تن ديگر را ديده و مي گويند :(( خدا را شكر كه همه مردم در ناز و نعمت و بدون هيچ رنجي و در سعادت زندگي مي كنند و ديگر هيچ فقيري وجود ندارد.)) و نيز مي گويند كه دوران نداري و بدبختي مردم به سر آمد.
اينگونه افراد در جامعه كم نيستند،بلكه خيلي هم زيادند آنقدر زياد كه هر يك گوشه اي از دنيا را چسبيده و صاحبش شده اند.براي اينكه بدانيم دنيا آنگونه كه ظاهربينان مي گويند نيست و اثبات كنيم كه از ديرباز ديو بدبختي و فلاكت عده زيادي از مردم دنيا را دربرگرفته و حالا نيز اسير و بنده خود ساخته و در آينده نيز زنجيرهاي آهني و كهنه فلاكت را با زنجيرهاي فولادين و نو عوض خواهد كرد و بيشتر از امروز به دست و پاي مردان و زنان همچون دستبند و خلخال خواهد بست بهتر است كه قدري تاريخ و سرگذشت جوامع و حكومتهاي آنها را بررسي كنيم و قدري در طرز معيشت و گذران زندگي مردم جوامع، تفكر كنيم.

از قرن هفدهم ميلادي تا اواخر قرن نوزدهم، سياهان به عنوان برده فروخته شدند.سفيدپوستان با استفاده از كشتي هاي غول پيكر كه بايد در خدمت تمدن و انسانيت و تعالي انسان قرار گيرد همنوعان خود را به جرم نه كه به بهانه رنگين بودن پوستشان و با بدترين نوع شكنجه ها از آفريقا كوچ داده و به آمريكا و ساير كشورها جهت فروش و به اصطلاح تجارت برده بردند.در راهها و در طول مسير حمل بردگان، هزاران انسان بيگناه كه از اين دنيا اكسيژن براي تنفس و قدري خوراك براي زنده ماندن مي خواستند بخاطر شكنجه هاي سخت و بدرفتاري هاي سفيدپوستان متمدن غرب از پاي درآمدند و از بين رفتند و خانواده ها از هم پاشيد و فرزندان مقابل چشمان پدر و مادر پرپر شدند در حاليكه مسببان اين جنايات فقط به فكر سود بيشتر براي قدرت بيشتر جهت عرض اندام در غرب وحشي بودند. ششلول بنداني كه هم اكنون با پيشرفت چشمگير در ساختمان سازي و ساير علوم دنيوي روبرو شدند اما بي هيچ پشتوانه اخلاقي.از ميان اين غربيان اشخاصي ظهور كرد كه علم و هنر را براي انسان و سعادت انسان مي خواستند__.از اين ميان دو نمونه را معرفي مي كنم: آلبرت انيشتين و چارلز اسپنسر چاپلين. آلبرت انيشتين با شكافت مولكولي به كشف اتم نايل شد و با اين شكافت چشم انداز زيبايي را احتمالا تا عمق هزار سال آتي در ذهنش متصور شد. اما روياي او ديري نپاييد و با ساخت بمب اتم و آزمايش آن در جزاير و بر سر مردم ژاپن از كرده خويش پشيمان شد چرا كه هدف اين نبود كه ششلول بندان وحشي علم را دستاويزي براي رواج و گسترش بيش از پيش نظام سلطه و برده داري قرار دهند.چارلي چاپلين نابغه سينماي جهان كه با استعداد عجيب خويش و درك عميق از مسايل اجتماعي و سياسي جهان و جامعه انساني ، شروع به طرح مسايلي نمود كه طبيعتا خوشايند سياستمداران و سناريو نويسان هاليوود كه در خدمت صهيونيزم بودند نبود كه ادامه اين مقال نيز فرصتي بيشتر براي شرح مي خواهد __از هر كاروان كه به مقصدي مي رسيد نيمي از بردگان يا روانه گورهاي دسته جمعي مي شدند و يا اينكه در طول مسير طعمه ماهيان دريا و تعدادكمي هم كه باقي مي ماندند در بازارهاي برده فروشان به هر قيمتي كه صاحب برده دلش مي خواست فروخته مي شدند.آري در اين ميان هم مردمي زندگي مي كردند كه به هر دليلي مي گفتند مردم دنيا در سعادت و خوشبختي هستند.حال يا بدليل مسايل سياسي و يا بدليل ناآگاهي و سادگي نگرش.


جنگ ويتنامي ها را براي آزادي به ياد بياوريمو كتابهاي راجع به فلاكت و بدبتي دوران مبارزه شان را را رژيم سايگون و نيروهاي آمريكايي بخوانيم.مطالب كتابها را به ياد بياوريم و عكسهاي گرفته شده آن زمان را ببينيم. من از ظلمي كه به مردم خودم شده سخني نمي گويم تا نگويند خودشان را مي گويد، از مردمي حرف مي زنم كه به غرب نزديكند.
كره ، ژاپن، ويتنام، شيلي،بالكان و... در اين سو و در جايي كه هيچ ارتباط خاكي با غرب ندار عراق و افغانستان.ظلم ها و ستم هاي غرب متمدن را به ياد بياوريم.شكنجه گاه ها و زندانهاي سايگون را در ويتنام .قفس هاي ببر سايگون را و سطل هاي پر از آهك آنها را كه در جواب آب خواستن زندانيان بر سرشان واژگون مي شدبه ياد بياوريم.كاپو ها و جاسوسان سايگون را و اتاقهاي فوتبال زندانهايش را

بي حرمتي هاي ابوغريب را و عكسي را كه زن مسلمان عراقي را نشان مي دهد كه آمريكايي هاي متمدن به صورت دسته جمعي تجاوز مي كنند در حاليكه او چهره اش نالان است و در حال استفراغ. جاي هيچ گونه بيان نيست چيزي كه عيان است چه نياز هست كه من براي خواننده اين متن بيان كنم. چيزي كه نياز هست كمي درك و عقل و كورسويي بيناييست كه هر انساني عمق فجايع را و سرچشمه فجايع را ببيند در كتابي خواندم كه ويتنامي ها بخاطر آزادي و استقلال ، توپهاي چند تني را در آن سرزمينهاي باتلاقي و در گل و لاي حاصل از بارانهاي زياد ، با دست بالاي كوه بردند آنهم در حاليكه بمبهاي ناپالم آمريكايي بر سرشان فرو مي ريخت و هر انساني را در آن نزديكي از درون منفجر مي كرد ، با گرماي شديدي كه به قرباني هديه مي داد.

در آن هنگام عده اي از همان مردم كه سايرين به خاطر آنها كشته مي شدند ، خيانت مي كردند و عده اي نيز به پناهگاه ها رو كرده و سود و زيان خود را در طول اين جنگ ها محاسبه مي كردند. اينان همان مردمان كور و كري بودند كه با هر بهانه اي مي گفتند:(( ديگر هيچ كس هيچ رنجي ندارد و همه مثل من خوشبختند.))
آنجا كه آزاديخواهان الجزايري براي آزادي وطن مي جنگيدند و كشته مي شدند و در زندان هاي متجاوزان فرانسوي سرشان با گيوتين قطع مي شد در شهرهاي امن فرانسه ، خويشانِ متجاوزان در تفريحگاه ها و كاباره ها و دانسينگ ها به عيش و نوش و خوشگذراني مشغول بودند و مي گفتند شكر خدا كه همه در ناز و نعمتند و سربازان ما هم آزادي را به الجزاير به ارمغان آورده اند. شايد اين آخرين جمله براي خواننده خيلي اشنا باشد چرا كه همين حرف را آمريكا در حين اشغال عراق بيان كرد و دموكراسي به عراق آورد!!!دموكراسي اي كه به سبب آن دهها هزار نفر كشته خواهند شد و دموكراسي اي كه امنيت را از مردم سلب كرده است و به جان و مال و ناموس مردم هم رحم نمي كند. دموكراسي اي كه افتضاح ابو غريب را به بار آورد.دموكراسي اي كه در شان و در خور ششلول بندان كاخ سفيد هست.
کرم صاحب باغ و شیر شدن روباه!
|
| ||||
|
کنفرانس خبري هفت نفر از پانزده نظامي انگليسي که پس از آزادي در ايران به کشورشان بازگشتند ، در پايگاه سلطنتي انگليس در چيونو برگزار شد . به گزارش پایگاه خبری " مبارزین " ، شبکه هاي ماهواره اي انگليسي زبان از جمله سي ان ان ، بي بي سي ، اسکاي نيوز ، فاکس نيوز و همچنين شبکه هاي عرب زبان العربيه و الجزيره و العالم ایران به طور مستقيم اين کنفرانس خبري را پخش کردند . در ايران تحت فشارهاي رواني قرار داشتيم فليکس کارمن يکي از نظاميان انگليسي بازداشت شده در ايران در این کنفرانس خبري گفت : ما تحت فشارهاي رواني برای ورود به آب هاي ايران اعتراف کرديم . به گزارش شبکه خبري اسکاي نيوز وي گفت : ما جداگانه در بازداشت قرار داشتيم و آن ها از تاکتيک هاي مختلف استفاده مي کردند . وي گفت : ايراني ها دشمن ما نيستند . او همچنین افزود : چشمان ما بسته شده بود و در اين حالت از ما بازجويي مي شد . ![]() نيروهاي ايراني عمدا وارد آب هاي عراق شدند کريس اير يکي دیگر از نظاميان انگليسي بازداشت شده در ايران امروز در این کنفرانس خبري مدعی شد : نيروهاي ايراني عمدا وارد آب هاي عراق شدند و ما را بازداشت کردند ! | ||||
دولتي كه ما ميگوييم، دولتي است كه متكي به آراي ملت است؛ متكي به حكم خداست
در12 بهمن سال1357 امام خميني (رض) پس از 15 سال دوري از وطن به عنوان رهبر انقلاب اسلامي مردم ايران قدم به خاك كشور مي نهادند و در اين راستا كميته ویژه اي براي استقبال از ايشان تشكيل شد، اما امام وقتي شنيدند كميته استقبال مي خواهد فرودگاه را فرش كند و چراغاني كند قاطعانه فرمودند: "به آقایان بگوئید مگر میخواهید کوروش را وارد ایران کنید، ابداً این کارها لازم نیست یک طلبه از ایران خارج شده و همان طلبه به ایران باز میگردد" !

با پشت سر گذاشتن بنلادن و صدام؛ براساس نظرسنجي انجام شده توسط خبرگزاري آسوشيتدپرس و پايگاه نظرسنجي AOL براي انتخاب بدترين افراد سال 2006، جورج بوش رييسجمهور آمريكا از اسامه بن لادن و صدام پيشي گرفت.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: بينالملل - فرامنطقهيي
بوش در صدر بدترين افراد سال 2006 قرار گرفت
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، در ديگر نظرسنجي آسوشيتدپرس و پايگاه نظرسنجي AOL براي انتخابات قهرمان سال نيز جورج بوش در صدر بود.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: بينالملل - گزارش و تحليل
*گزارش اينديپندنت از مرگ صدام*
چگونه واشنگتن و لندن هيولا را خلق و نابود كردند؟!
"هنگامي كه آنها او را دار زدند، صدام دشمن شكست خوردهي آمريكا بود كه به خاطر اقدامات جنايتكارانهاش به هيتلر و استالين تشبيه ميشد. آنچه كه به دست فراموشي سپرده شد اين است كه صدام زماني (افزون بر يك دهه قبل) به شدت از سوي آمريكا حمايت ميشد." ......
عضو كميسيون حقوقي:
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: مجلس
اعدام صدام دراثبات حقانيت ايران موثر است
بايد مطالبات خودازعراق را از راههاي ديگر بگيريم
اين اعدام براي پشت پرده نگه داشتن ناگفتهها بود
نمايندهي مردم زواره با اشاره به اعدام صدام و هدف آمريكا از اين اقدام براي جلوگيري از فاش شدن حقايق، گفت: در اينكه صدام يك مهرهِي صد در صد آمريكايي بود، براي ما ثابت شده است.
حجتالاسلام سيدمصطفي طباطبايينژاد در گفتوگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) افزود: اينكه آمريكا حقايقي در بحث صدام و بخصوص مسالهي ايران ميداند و نميخواست تا اين حقايق را كشف كند هم امري مسلم است. چراكه اگر چنين نبود تن به اعدام صدام نميداد.
به گفتهي طباطبايينژاد اينكه آمريكا اجازه داد تا صدام اعدام شود، براي پشت پرده نگه داشتن ناگفتهها بود، در عين اينكه به مشكلات خود آمريكا در عراق هم برميگشت.
يك حقوقدان:
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي
هدف از اعدام صدام روشن نشدن ابعاد جنايات وي بوده است
انتظار اين بود كه صدام به خاطر تمام جناياتش مورد تعقيب قرار گيرد نه يك اتهام
يك دكتراي حقوق جزا و جرمشناسي گفت: اگر چه مجازات صدام موجب خرسندي است اما بايد ابعاد جنايات وي مشخص ميشد.
جواد طهماسبي در گفتوگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دربارهي اجراي حكم اعدام صدام بيان داشت: جنايات صدام علاوه بر اينكه جنبهي داخلي دارد و وي در داخل عراق مرتكب جنايات متعددي شده است داراي جنبه بينالمللي نيز هست.
وي افزود: چهار دسته جنايت وجود دارد كه حقوق بينالمللي آنها را جنايات عرفي ميداند و در تمامي كشورها قابل تعقيب هستند. اين جنايات شامل جنايات جنگي، ضد بشريت، تجاوز به ارض و نسلكشي است كه صدام علاوه بر جنايات داخلي كه بر اساس مقررات داخلي عراق مورد تعقيب است، هر چهار دسته از جرايم بينالمللي مهم را نيز مرتكب شده است. ....
| |||||||||||||||||||||||||||||
بعضی می گویند چرا در خصوص برخی از مسایل حساس که مطرح می شود مطلبی در وبلاگ قید نمی کنید و به آن نمی پردازید .
در جواب می بایست متذکر شوم که برخی از مسایلی که خیلی بازخورد بین المللی هم دارند به نظر بنده چندان هم ارزش پردازش ندارند چرا که چنان مسایلی را یا برخی که زود دچار هراس می شوند بزرگ می کنند ، و یا گردانندگان اصلی سناریو ، جنگ روانی براه می اندازند که آنهم عمدتا از جانب کشورهای استعمارگر نوین و با استفاده از شیوه های روانی استعماری نوین و عملیات گسترده روانی در سطوح بین المللی صورت می گیرد.نمونه ای از این اتفاقات ، مساله داخلی لبنان می باشد که البته با توجه به پیشینه اختلافی گذشته ، کمی جای دقت دارد ولی همچنانکه شاهد هستیم مردم لبنان با پیروی و حمایت از جنبش ملی حزب الله چگونه این حوادث را پشت سر می گذارند.
مساله بعدی ، مساله تحریمهای ایران از سوی آمریکا و حامیان و همفکرانش می باشد که آنهم جناب آقای دکتر احمدی نژاد رییس جمهور مکتبی جمهوری اسلامی ایران ، جواب قاطعی به این مساله دادند و آنهم اینکه:((آمریکا مگر چه چیزی به ما داده است که با تحریم می خواهد ما را از آن محروم کند))
بله واقعا هم نکته ای بسیار ساده است که شاید به آن تا بحال دقت نشده است.اگر دقت کنیم در می یابیم که دولت آمریکا،خود با ضبط داراییهای سر به فلک کشیده ایران در حین انقلاب شکوهمند اسلامی و عدم استرداد و بازپرداخت آن به ایران ، فعلا میلیونها دلار به همراه کلّی سود و بهره به ایران می بایست پرداخت نماید، که حالا کاری با توطئه ها و جریمه های شیطنت های دیگرش نداریم.
جرج بوش همرزمش را نجات نداد

وزيرخارجه بلژيك: عدالت در حكم "صدام" اجراء شده است
فايننشالتايمز: صدور راي اعدام "صدام"، بهخاطر انتخابات مجلس آمريكا بود
روزنامه "نيويورك تايمز" خواستار تعويق اجراي حكم اعدام "صدام" شد
استقبال چند مقام بلندپايه غربي از صدور حكم اعدام "صدام"
كويت اجراي سريع حكم اعدام "صدام حسين" را خواستار شد
پايگاه اينترنتي دويچهوله در گزارشي با عنوان "يك ديكتاتور سزاوار چند مرگ است"، نوشت: براي بسياري از شيعيان و كردهاي عراقي مدت هاست كه اعلام حكم اعدام براي "صدام" قطعي بوده، ولي بايد پرسيد آيا يك ديكتاتور سزاوار چند مرگ است كه بتواند تقاص جناياتش را پس دهد؟
به گزارش روز دوشنبه دويچهوله (راديو آلمان)، ديكتاتور پيشين عراق به خاطر قتل عام ۱۴۸نفر از شيعيان در ۲۴سال پيش گناهكار شناخته شد و به اعدام محكوم گشت. 
اين حكم نخستين پرونده از چندين پرونده دادگاه است و اين مورد تنها به قتل عام ۱۴۸نفر از شيعيان عراقي در شهر "دجيل" مربوط ميشود.
دويچه وله درادامه افزود: دادگاه دوم كه به قتل عام هزاران نفر از مردم كردستان خواهد پرداخت، در جريان است و پروندههاي ديگر نيز در راهند، ولي درباره حكم اعدامي كه روز گذشته (يكشنبه) عليه ديكتاتور سابق صادر شده است چه بايد كرد؟
آيا حكم بايد اجرا شود و يا اينكه بايد منتظر احكام تمامي دادگاهها و پروندهها بود؟
اين پرسشي است كه فعلا پاسخي براي آن نيست.
نكته بعدي اين است كه صدور اين احكام چه پيامدي براي امنيت عراق در بر خواهد داشت؟ و به عبارت ديگر ميتوان پرسيد تا چه اندازه ميتواند بدتر از اين شود؟
ولي تهديد غيرمستقيم وكلاي صدام را نيز بايد در نظر داشت كه گفته بودند، حكم اعدام "دروازههاي جهنم را خواهد گشود." 
فاجعه سردشت نمونه اي از جنايات صدام حسين
(( آيا سردشت بمب شيميايي صدام را فراموش خواهد كرد))
حال پس از اعلام اين حكم ميتوان پرسيد، معناي چنين دادگاهي چه بوده است؟ واشنگتن و دولت عراق قصد داشتند با اين دادگاه ثابت كنند عراق در مسير يك حاكميت قانون مدار است و در شرايطي است كه با اعمال غيرانساني رژيم صدام برخورد كند.ولي نه يك قوه قضاييه پيروزمند همانند "دادگاه نورنبرگ" و نه ديوان ويژه بينالمللي همانند يوگسلاوي سابق و نه ارجاع پرونده به ديوان دادگاه جزايي بينالمللي و نه حتي يك "كميسيون حقيقت ياب" نظير آفريقاي جنوبي.

دادگاه بايد در وهله نخست زمينههاي يك آشتي ملي را فراهم كند و درست همين كار صورت نگرفته است، بلكه برعكس، در چنين شرايطي هواداران صدام زمينه گسترش اغتشاش را براي خود فراهم يافتهاند، زيرا آنها روشن تر از پيش پي ميبرند كه دوران برتري آنها به سر آمده است.

آنها از صدام يك شهيد خواهند ساخت كه توانسته بود از درون دادگاه استدلالهاي ابلهانه خود را به سراسر جهان بفرستد.
به هرحال پس از اعلام اين حكم اين فكر به ذهن خطور ميكند كه شايد بهتر بود صدام را زنده دستگير نميكردند و در اين صورت ديگر نه از او سخني در ميان بود و نه از دو پسرش. 
البته اين تاملي خطرناك است كه با يك برداشت از حاكميت قانون مدار در تناقض است، ولي اگر به زندگي روزمره در عراق نگريسته شود، آنگاه درخواهيم يافت كه اين كشور ساليان دراز با حاكميت قانون و قانون مداري فاصله دارد و از اين رو حكم دادگاه صدام به هدف آرماني چندان كمكي نميكند. 
دادگاه محاكمه صدام و هفت نفر ديگر از همدستانش روز يكشنبه به آويخته شدن صدام و "برزان تكريتي" برادر ناتني وي به دار مجازات راي داد.
نوري المالكي" نخست وزير عراق تاكيد كرد كه صدام حسين بطور قطع اعدام خواهد شد.
وي در بيانيهاي كه روزپنجشنبه نسخهاي از آن در اختيار ايرنا در بغداد قرارگرفت،افزود: با وجود اين كه برخي تهديد كردهاند اعدام صدام باعث جنگ داخلي در عراق ميشود اما دولت مصمم است صدام را اعدام كند.
بيانيه با اشاره به اين كه نخست وزير عراق اين اظهارات را در ديدار عصر ديروز چهارشنبه با برخي از خانوادههاي شهداي رژيم سابق بعث عنوان كرده به نقل از المالكي آوردهاست:به اندازه يك تار مو از اعدام صدام عدول نميكند.
دادگاه اول عالي جنايي عراقي رسيدگيكننده به پرونده كشتار ۱۴۸نفر از اهالي روستاي "دجيل" يكشنبهگذشته مصادف با ۱۴آبان ماه حكم اعدام را برضد صدام و دو تن ديگر از مسوولين بلند پايه رژيم سابق بعث صادر كرد.
المالكي افزوده است كه عراق همچنان در حال پرداخت تاوان رفتارهاي غلط رژيم سابق بعث از جمله تجاوز نظامي به كشورهاي همجوار و ويران كردن زير ساختها و تخريب اقتصاد اين كشور است.
نخست وزير عراق همچنين ديروز در گفت و گو با خبرنگار "بي بيسي" گفته بود كه پيش بيني ميكند صدام تا قبل از پايان سال جاري اعدام شود.
صدام محاكمه شده و محكوم به اعدام با طناب دار شد.آيا اين جزاي تمام اعمال وي مي تواند باشد؟و آيا اين شخصي كه در لباس صدام محاكمه مي شود خود صدام است؟آمريكايي ها مي گويند معاينه كرده ايم و اين خود صدام است. سوال اصلي اينجاست : آيا آمريكا با سابقه تاريك خود در جنگ كره ، ويتنام و موشكهاي ناپالم، فاجعه بالكان ، كودتاها و دخالتهاي نظامي مستقيم (واكنش سريع)و غير مستقيم در كشورها، ابوغريب عراق، گوانتانامو، افغانستان و......مي تواند مورد اعتماد باشد؟؟؟ به فرض اينكه صدام محاكمه شد و اعدام شد.صدام عروسكي در دستان دولتمردان آمريكا بود و آيا نبايد شخص عروسك گردان محاكمه شود؟؟؟ اگر عروسك گردان عروسكش را به حركت در نياورد مسلما فجايع تاريخي آنچناني كه در طول تاريخ ديده ايم به وقوع نمي پيوندد.و اين بود آخر قصه اي كه هزاران قرباني در طي سالهاي متمادي گرفته ، مي گيرد و اگر مردم دنيا هشيار نباشند خواهد گرفت.بالا رفتيم ماست بود پايين اومديم دوغ بود اينهمه قتل و غارت و زورگويي ها دروغ بود؟؟؟نههههههههههههههههههههههههههه نه نه راست بود راست بود.متاسفانه راست بود.


روز جهاني قدس كه روز تجلي شكوه و عظمت امت اسلامي و روز مبارزه جهان اسلام عليه رژيم صهيونيستي است، يادگاري از امام راحل بوده كه به فرمان آن حضرت در تاريخ ۱۶مرداد ۱۳۵۸براي بسيج كردن مسلمانان جهان براي آزادي فلسطين اعلام شد.
امام راحل با سخنان قدسي خود، روز قدس را روزي براي اتحاد و يكپارچگي مسلمانان براي آزادي سرزمين غصب شده فلسطين اعلام كردند.
هدف از اين ابتكار اين بود كه به مسلمانان و مردم دنيا يادآوري شود كه سرزمين فلسطين همچنان در اشغال صهيونيستهاست. بدين ترتيب امت اسلام و جهانيان از رنج و ظلمي كه بر فلسطينيان وارد ميشود آگاه شوند و بدانند حمايت معنوي مسلمانان از ملت مظلوم فلسطين در چنين روزي ، گامي در جهت آزادي آنان است.
روز قدس روز هوشياري مسلمانان در برابر توطئههاي غرب است و ملتهاي بيدار در سراسر جهان اسلام در آخرين جمعه ماه مبارك رمضان، يك پارچه و هماهنگ به حركت درميآيند تا به ياد سرزمين مغصوب فلسطين- سرزمين قيام سنگ و انتفاضه، سرزمين جوانان شهادت طلب - توطئه به فراموشي سپردن فلسطين و قدس را بياثر كنند و به جهانيان اعلام كنند كه همچنان در پي احقاق حق ملت فلسطين هستند.



بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران درباره روز جهاني قدس فرمودند:
- اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود.
- روز قدس را بايد مسلمانان زنده نگهدارند.
- ما همواره در كنار ملت فلسطين خواهيم بود.
- روز قدس، روز حيات مجدد اسلام است.
- قدس متعلق به مسلمين است و بايد به آنان برگردد.
- من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم(ص) ميدانم.
- اسرائيل دشمن بشريت و دشمن اسلام است.
- روز قدس، روز مقابله مستضعفين با مستكبرين است.
- روز قدس يك روز جهاني است. روزي نيست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد.
- روز قدس روزي است كه بايد مستضعفين مجهز بشوند در مقابل مستكبرين، و دماغ مستكبرين را به خاك بمالند. روزي است كه بين منافقين و متعهدين امتياز خواهد شد.
متعهدين اين روز را روز قدس ميدانند و عمل ميكنند به آنچه بايد بكنند. و منافقين - آنهايي كه با ابرقدرتها در زير پرده آشنايي دارند و با اسرائيل دوستي - در اين روز بيتفاوت هستند، يا ملتها را نميگذارند كه تظاهرات كنند.
- روز قدس روزي است كه بايد سرنوشت ملتهاي مستضعف معلوم شود، بايد ملتهاي مستضعف اعلام وجود بكنند در مقابل مستكبرين. بايد همانطور كه ايران قيام كرد و دماغ مستكبرين را به خاك ماليد و خواهد ماليد، تمام ملتها قيام كنند و اين جرثومههاي فساد را به زبالهدانها بريزند.
- روز قدس روزي است كه بايد اين دنبالهرويهاي رژيم سابق در ايران، و آن توطئهچينهاي رژيم فاسد و ابرقدرتها در ساير جاها خصوصا در لبنان، تكليف خودشان را بدانند. روزي است كه بايد همت كنيد و همت كنيم كه قدس را نجات بدهيم و برادران لبناني را از اين فشارها نجات بدهيم.
- روز قدس روزي است كه بايد تمام مستضعفين را از چنگال مستكبرين بيرون بياوريم. روزي است كه بايد جامعه مسلمين همه اظهار وجود بكنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به اين تفالههايي كه مانده است از آنها - چه در ايران و چه در ساير جاها.
- روز قدس روزي است كه بايد به همه ابرقدرتها هشدار داد كه بايد دست خود را از روي مستضعفين برداريد و سر جاي خود بنشينيد.
- اسرائيل، دشمن بشريت، دشمن انسان، كه هر روز غائله ايجاد ميكند و برادرهاي ما را در جنوب لبنان به آتش ميكشد، بايد بداند كه ديگر اربابهاي او رنگي ندارند در دنيا، و بايد انزوا اختيار كنند. طمعها را از ايران بايد قطع كنند، دستهاي آنها بايد از همه ممالك اسلامي قطع شود. عمال آن در همه ممالك اسلامي بايد كنار بروند. روز قدس روز اعلام يك چنين مطلبي است. اعلام اين است به شياطيني كه ملتهاي اسلام را ميخواهند كنار بگذارند و ابرقدرتها را به ميدان بياورند. روز قدس روزي است كه قطع آمال آنها را بكند. و به آنها هشدار بدهد كه گذشت آن زمانها.
- روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزي است كه اسلام را بايد احيا كرد و احيا بكنيم، و قوانين اسلام در ممالك اسلامي اجرا بشود. روز قدس روزي است كه بايد به همه ابرقدرتها هشدار بدهيم كه اسلام ديگر تحت سيطره شما به واسطه عمال خبيث شما، واقع نخواهد شد.
- روز قدس، روز حيات اسلام است. بايد مسلمين به هوش بيايند، بايد بفهمند قدرتي را كه مسلمين دارند، قدرتهاي مادي، قدرتهاي معنوي. مسلمين كه يك ميليارد جمعيت هستند و پشتوانه خدايي دارند و اسلام پشتوانه آنهاست و ايمان پشتوانه آنهاست از چه بايد بترسند؟
- دولتهاي عالم بدانند كه اسلام شكستبردار نيست. اسلام و تعاليم قرآن بر همه ممالك بايد غلبه كند. دين بايد دين الهي باشد، اسلام دين خداست؟ و بايد در همه اقطار، اسلام پيشروي كند. روز قدس، اعلام يك چنين مطلبي است، اعلام به اين است كه مسلمين به پيش! براي پيشرفت در همه اقطار عالم.
- روز قدس فقط روز فلسطين نيست، روز اسلام است. روز حكومت اسلامي است.
روزي است كه بايد جمهوري اسلامي در سراسر كشورها بيرق آن برافراشته شود.
روزي است كه بايد به ابرقدرتها فهماند كه ديگر آنها نميتوانند در ممالك اسلامي پيشروي كنند.
- من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اكرم ميدانم، روزي است كه بايد ما تمام قواي خودمان را مجهز كنيم و مسلمين از آن انزوايي كه آنها را كشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بايستند و ما در مقابل اجانب با تمام قوا ايستادهايم، و نخواهيم اجازه داد كسان ديگر در مملكت ما دخالت كنند، و مسلمين نبايد اجازه بدهند كه كسان ديگر در ممالكشان دخالت كنند.



- در روز قدس، ملتها بايد به حكومتهايي كه خائن هستند هشدار دهند. روز قدس روزي است كه ما خواهيم فهميد چه اشخاصي و چه رژيمهايي با توطئهگرهاي بينالمللي موافقت دارند و با اسلام مخالفت.
وي با محكوم كردن سخنان رهبر كاتوليكهاي جهان، اطلاعات وي در خصوص اسلام را ناچيز دانست.
استاد حوزه علميه قم ادامه داد: اگر آيات نوراني و روح بخش قرآن كريم در خصوص زندگاني پيامبران بزرگي همچون حضرت مسيح (ع)، موسي و حضرت مريم (س) بر پيامبر اسلام (ص) نازل نگرديده بود امروز مسيحيت آمريكايي و صهيونيست چيزي از مسيحيت الهي و يهود باقي نگذاشته بود.
آيت الله جوادي آملي گفت: مسيحيت، امروز براي بقاي خود نياز به پاپ و بوش ندارد، بلكه نيازمند رهبر و هدايتگري امين است.
وي در بخش ديگري از سخنان خود موضعگيري پاپ در برابر اعتراض مسلمانان را دوپهلو دانست و گفت: رهبر كاتوليكهاي جهان بايد مشخص كند كه منظورش از بكار بردن كلمه " متاسفم " چيست.
خطيب جمعه قم گفت: آقاي پاپ مشخص كند، در رابطه با حرف بيپايه و اساس خود كه به زبان آورده متاسف است، يا اينكه چرا مسلمانان حرف او را درك نكردهاند؟
امام جمعه قم تصريح كرد: درمقابل موضعگيري پاپ بايد مراقب دشمنان اسلام و مسيحيت كه درصدد براه انداختن جنگ صليبي ديگري هستند، بود.
وي خطاب به سازمانها و مجامع تخصصي گفتگوي اديان اظهارداشت: برهانهاي قرآني در همه زمينهها بايد استخراج و دراختيار عالمان ديني و پيروان ساير اديان از جمله افرادي همچون پاپ قرار گيرد تا آنان بدانند كه اسلام دين برهان و منطق است.
آيت الله جوادي در ادامه با گراميداشت هفته دفاع مقدس خواستارحفظ رشادت ها و ايثارگري رزمندگاناسلام شد.
وي افزود: مسوولين بايد سعي كنند فرهنگ غني شهادت،ايثار ورشادت را به نسلهاي آينده منتقل كنند.
وي با اشاره به سخنان رييس جمهور در سازمان ملل متحد اظهارداشت: اين سخنان برگرفته از روح ايثار و تقواي رزمندگان راستين اسلام و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و ثمره خون شهيدان است.
استاد حوزه علميه قم افزود: امروز انقلاب اسلامي با درايت و رهبري امام راحل (ره) ايثار مردم و رزمندگان به سراسردنيا صادرشده و پيروزي حزب الله لبنان ثمره و ادامهدهنده همين راه حق و حقيقت است.
آيت الله جوادي آملي با بيان اينكه امروز جهان اسلام بيش از پيش به وحدت و اتحاد نيازمند است تاكيد كرد: جهان كفر يكپارچه به دنبال ضربه زدن به پيكره اسلام و مسلمين است كه وحدت مهمترين راه مقابله با اين فكر پليد مي باشد.
عرب ها! مراقب استقرار نيروهای بين المللی در مرزهای تان باشيد
نویسنده: دکتر محمد صالح المسفر
مرکر اطلاع رسانی فلسطین
برخی از رهبران عرب، به ویژه در لبنان در درخواست های خود برای حضور نیروهای بین المللی در مرزهای لبنان گوی سبقت از همدیگر ربوده اند و دیگر کار به جایی رسیده است که برخی رهبران لبنانی و عرب، کشورهای اروپایی را برای تسریع بخشیدن به روند استقرار نیروهای بین المللی در مرزهای شرقی، شمالی و جنوبی لبنان تحریک می کنند. همان طور که می دانید، ماموریت نیروهای مذکور در جنوب، حمایت از دشمن "اسرائیلی" در مقابل هر گونه واکنشی است که حزب الله به تجاوزات صهیونیست ها به لبنان نشان می دهد. در مورد مرزهای شرقی و شمالی لبنان با سوریه باید گفت که استقرار نیروهای بین المللی در این منطقه، در واقع پاسخی به خواسته صهیونیست ها و آمریکایی هاست که برخی رهبران سیاسی لبنان بر آن تاکید دارند. به هر رو، هر کدام از گروه های لبنانی که خواستار استقرار نیروهای بین المللی در مرز سوریه هستند، اهداف خاصی را دنبال می کنند. برخی گروه ها در پی آن هستند که رابطه خود با دمشق را قطع و آمریکا و "اسرائیل" را جایگزین آن کنند ؛ برخی گروه های لبنانی نیز در اندیشه پیوند با فرانسه، "اسرائیل" و آمریکا با هم هستند و برخی طرف های خارجی و عربی نیز در پی آنند که رابطه میان سوریه و لبنان را قطع کنند که دلیل آن را باید در عوامل تاریخی و ملی جستجو کرد که در این مقاله مجال بحث در این رابطه نیست.
تهدید نیروهای بین المللی به خاطر میزان توان نظامی شان است. این نیروها از نظامیانی تشکیل می شوند که از مدرن ترین سلاح ها و دقیق ترین دستگاه های اطلاعاتی برخوردارند. ضمنا ارتش 15 کشور اروپایی در تشکیل نیروهای بین المللی مشارکت دارند و بر اساس قوانین بین المللی، دارای اختیاراتی نیز هستند که باعث نقض حاکمیت دولت لبنان بر سرزمین هایش و همچنین آزادی دولت این کشور در برقراری ارتباط با دیگر کشورها می شود. شاید بگویند که در میان این نیروها، برخی از مسلمان از کشورهای بنگلادش، اندونزی و مالزی نیز حضور دارند. سوال اینجاست: نقش این کشورهای اسلامی چیست و اگر امر از سوی فرماندهان اروپایی صادر شود، میزان قدرت آنان چه میزان خواهد بود و آنها چه خواهند کرد؟ حقیقت آن است که این نیروها، وظیفه ای جز اطاعت امر ندارند.
نمونه استقرار نیروهای بین المللی را در عراق پیش از سال 2003 داشتیم، آنجا که نیروهای چند ملیتی، از تمامی جهات جغرافیایی، عراق را در حلقه احاطه خود داشتند تا آنکه شرایط را برای حمله به این کشور آماده و به اشغال آن اقدام ورزیدند. نکته شایان توجه آن است که در آن زمان، هدف از استقرار نیروهای بین المللی در مرزهای عراق که با استقبال برخی کشورهای عربی نیز رو به رو شد، محافظت از همسایگان عراق در مقابل نظام سیاسی حاکم بر بغداد اعلام شده بود ؛ اما ماموریت نیروهای بین المللی از استقرار در لبنان، حمایت از "اسرائیل" و ستون پنجم این رژیم در بیروت و همچنین آزار هر چه بیشتر سوریه است ؛ البته بعد از آنکه، از هر سو حلقه محاصره اش را علیه دمشق تنگ تر کرده است.
حضور نیروهای مسلح در خاک یک کشور دیگر، صرف نظر از هر گونه توافق نامه، نقض حاکمیت یک دولت بر کشورش محسوب می شود و خطرات زیادی با خود به همراه دارد.
برای تبیین بیشتر مسئله بد نیست نگاهی به قرن گذشته و نیمه اول دهه هشتاد بیاندازیم. در آن زمان، دولت گرنادا سیاستی را پیش گرفت که مخالف سیاست آمریکا بود، ولی سیاستش هیچ تهدیدی برای امنیت و استقلال آمریکا به شمار نمی رفت. دولت مذکور به فکر ساخت فرودگاه افتاد، ولی تنها این شوروی سابق بود که به این کشور در ساخت فرودگاه کمک کرد. این کار به مذاق آمریکا خوش نیامد و شروع به ایجاد ناامنی و آشوب در این جزیره کرد و بعد از آن، به بهانه نجات دانشجویان آمریکایی که در این منطقه در رشته پزشکی درس می خوانند، به این جزیره حمله کرد و حاکمیت آمریکا تا الان نیز بر این جزیره ادامه دارد. سوال این است: آیا این احتمال وجود ندارد که وضعیتی در لبنان به وجود آید که همین نتیجه را در بر داشته باشد و دولتی که مزدور آمریکا و "اسرائیل" است، در این کشور حکمفرما شود؟
سوالی که خیلی ساده باید خدمت تان عرض کنم، این است: در شرایط سختی که لبنان و امت عربی و اسلامی پشت سر می گذارد، فواید سیاسی، مادی، اجتماعی و استراتژیکی خصومت و دشمنی گروه های لبنانی موسوم به جریان "14 مارس" با سوریه و همچنین درخواست این گروه ها برای استقرار نیروهای بین المللی و نصب دوربین های مراقبت در نقاط مرزی چیست ؛ آن هم دوربین هایی که کنترل آنها به دست دشمنان است؟
بی گمان نصب آنها نه به نفع سوریه و نه به نفع لبنان است. تنها طرفی که در این میان سود می برد، "اسرائیل" است.
به هر حال، این حق سوریه است که به منظور حفظ امنیت خود، مرزهایش با لبنان را ببندد، ولی این کار باعث می شود که تمامی راه های ارتباطی میان لبنان با جهان عرب قطع شود که این خود یک زیان بزرگ برای لبنان است. خطر دیگری که باید به آن اشاره کنم و ممکن است که ـ خدای ناکرده ـ رخ دهد، فشار به اردن برای بستن مرزهای خاکی اش با سوریه است که در این صورت زیان هایی که از این راهگذار به سوریه و لبنان می آید، زیادتر می شود و تنها کسی که در این میان سود می برد، "اسرائیل" است.
آتش جنگ ظاهرا خاموش شده است، ولی عملا این جنگ هنوز ادامه دارد و نمود این امر را می توان در محاصره لبنان توسط "اسرائیل" و همچنین نقض حریم خاکی و هوایی این کشور به دست صهیونیست ها دید.
سوال دیگری که بنده از جماعت "14 مارس" دارم، این است که آیا دوستی تان با آمریکا توانست کمکی برای تان باشد؟ چرا کاخ سفید به شما برای شکستن سد محاصره صهیونیست ها کمکی نمی کند؟ "اسرائیل" همپیمان آمریکا است و شما نیز همپیمانان آمریکا هستید، ولی چرا واشنگتن تمامی خواسته هایی که صهیونیست ها دارند، علیه شما، ملت تان و کشورتان عملی می کند و هیچ وقعی به شما نمی نهد؟
به ما نگویید که هنوز حزب الله را خلع سلاح نکرده اید و در اندیشه اجرای توافق نامه طائف هستید، چرا که حزب الله در پاسخ به این پرسش گفت که سلاحش را علنی نخواهد کرد و تنها سلاحش را در نزد خودش باقی خواهد گذارد یعنی دقیقا همان کاری که دیگر گروه ها مانند المرده، النمور، حرس الارز، دروز و حزب امل انجام دادند. در مورد توافق نامه طائف نیز باید گفت: یکی از مهم ترین مفاد این توافق نامه تشکیل دولت وحدت ملی در لبنان است که مطمئنم تا امروز تشکیل نشده است.
کسانی که امروز بر لبنان حاکمیت دارد، فئودال های سیاسی هستند، فئودال هایی که عضو طایفه "الجمیل" و "جنبلاط" هستند که البته اخیرا خانواده "الحریری" نیز به آنها اضافه شده اند.
ما یک دولت لبنانی می خواهیم که از لبنان حمایت می کند و بازوی نیرومند عرب در مواجهه با طرح های تقسیم در میهن عربی باشد نه یک دولت ملوک الطوایفی که وارث فئودال های سیاسی است.
منبع: روزنامه الشرق، چاپ قطر 29/8/2006
بار دیگر دست اجانب موجب اختلاف دو برادر ترک و فارس شد
وا اسفا که خائنین به ملت و مملکت و دشمنان قسم خورده ولایت فقیه یکبار دیگر با راهنمایی و حمایت استکبار جهانی و صهیونیزم بین الملل فرصت یافتند تا یکبار دیگر از موقعیت حاصله سواستفاده نموده و عده ای عوام را با خود همراه ساخته و بلوا بیافرینند.
وخوشا بحال آنانکه با تبعیت وبیعت مجدد با علی زمان حضرت آیه الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و ولی امر مسلمین حرکات تفرقه افکنانه کاریکاتوریست بی فکر و عکس العمل های دشمن پسند را محکوم نموده و اتفاق و وحدت و یکپارچگی ملی را حفظ کردندو به حبل المتین و ریسمان محکم الهی که همان حمایت از ولایت مطلقه فقیه و اعلام بیعتی دوباره با ایشان می باشد چنگ زده و مجددا دشمنان اسلام و ایران اسلامی را مایوس نمودند و به این کلام مقدس الهی تاکید کردند که "انّ اکرمکم عندالله اتقیکم"
هیچ کس نمی تواند رشادتهای ملت غیور آذربایجان را در انقلاب اسلامی و نیز در هشت سال دفاع مقدس کتمان کند و غیورمردانی چون باکری ها و جان برکفان لشکر ۳۱ عاشورا را فراموش کند.
با لحظه ای تفکر در می یابیم که ایشان نه برای تنها قومیت بلکه برای عزت ایران جان بر کف نهادند و ایشان نیز از درون همین مردم بودند و از طرفی برادران فارس نیز کسانی چون چمران -شهید همت -جهان آرا و....داشتند که همه هر چه داشتند در طبق اخلاص گذاشته و برای یکپارچگی میهن اسلامی و آسایش ترک و فارس و کرد و لر و بلوچ وسایر قومیت های ایران اسلامی فدا کردند.حال دشمن که نتوانسته به واسطه زور و اسلحه به اتحاد ایرانیان خللی ایجاد کند سعی فراوان دارد تا از ضربه کاری تری مثل نفاق و تفرقه و برتری جویی نازیستی استفاده نموده و قومیتها را به جان هم بیاندازد و از درون موجب تزلزل و اضمحلال ملت و حکومت ایران را فراهم کندو با سیاست تفرقه افکنانه به همه چیز ایران ایسلامی مسلط شود.همانگونه که چندی پیش در جلسه ای که دشمنان مسلمانان در عراق داشتند و با راهنمایی های مشرقیان مغرب پرستی چون زلمای خلیل زاد(جاسوس سرسپرده سیا در خاورمیانه)طرح چنین تفرقه هایی ریخته شد و از آن موقع به بعد هست که ما شاهد قتل عام برادران و خواهران و فرزندان این مرز و بوم در جنوب شرق کشور یعنی در جاده های بم-کرمان و منطقه تاسوکی سیستان هستیم و از طرفی توهین های عده ای کوته بین به قومیتها و عکس العمل کوته بینانه عده ای عجول که می بایست عمیقتر فکر کرده و سنجیده تر عمل می کردند تا همان خواسته دشمنان اتحاد-رشد-و بالندگی ایران اسلامی یعنی تفرقه بین قومیتها و نهایتا هرج و مرج و آشوب و تنش بین برادران همزادگاه(ایرانیان)تحقق پیدا نمی کرد و صورت عمل به خود نمی گرفت.
هنوز هم دیر نشده و می توان دشمنان را مایوس کرد و می توان با افتخار گفت که ما سردارانی چون باکری ها چمرانها و همت ها داریم و آذری برادر فارس و فارس برادر آذری است و بدین شیوه با اتحاد با یکدیگر با اشخاصی که بین اتحاد ایرانیان موش دوانی می کنند برخورد کنیم که همانا برترین ما نزد خداوند با تقواترین ماست.
میثاق نامه جنبش مقاومت اسلامی "حماس"
بسم الله الرحمن الرحیم
"کنتم خیر أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنکر و تؤمنون بالله و لو آمن أهل الکتاب لکان خیراً لهم، منهم المؤمنون و أکثرهم الفاسقون* لن یضروکم إلا إذی و إن یقاتلوکم یولوکم الأدبار ثم لا ینصرون* ضربت علیهم الذلة أین ما ثقفوا إلا بحبل من الله و حبل من الناس و باءوا بغضب من الله و ضربت علیهم المسکنة ذلک بأنهم کانوا یکفرون بأیات الله و یقتلون الأنبیاء بغیر حقٍّ ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون" (آل عمران/110-112) «شما بهترین امتی هستید که به سود انسان ها آفریده شده اید، امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید و اگر اهل کتاب ایمان بیاورند، برای ایشان بهتر است ، برخی از آنان با ایمانند و بیشتر ایشان فاسق هستند. آنان هرگز نمی توانند به شما زیانی برسانند مگر آزار مختصری و اگر با شما بجنگند پشت کرده و پای به فرار می نهند، سپس یاری نمی شوند.آنان هر کجا یافت شوند، خواری بر ایشان است، مگر (اینکه از روش ناپسند خود دست بردارند و در اعمال خویش تجدید نظر کنند و ) با پیمان خدا (یعنی رعایت قوانین شریعت) و پیمان مردم (یعنی رعایت مقررات همزیستی مسالمت آمیز، خویشتن را از اذیت و آزار در امان دارند و از مساوات حقوقی و قضائی برخوردار گردند) و آنان شایسته خشم خدا شده اند و (مهر) بیچارگی بر ایشان خورده است، چرا که آنان به آیات خدا کفر می ورزیده اند و پیغمبران را به ناحق می کشته اند ( و هر کس هم در هر عصر و زمانی به چنین کارهایی دست یازد و اعمال ننگین گذشتگان را بپسندد، جزای او همین خواهد بود) این (جرأت بر گناهان بزرگ، ناشی از استمرار گناهان کوچک است و ) به سبب سرکشی (از فرمان خدا) و تجاوز (از حدود شریعت یزدان) است».
"اسرائیل تشکیل خواهد شد و همچنان باقی خواهد ماند تا آنکه اسلام آن را از میان ببرد همان گونه که پیش از آن را از بین برد"
امام شهید حسن البنا رحمة الله علیه
"جهان اسلام در آتش می سوزد و همه ما باید و لو اندکی آب برای خاموش کردن این آتش روی آن بریزد و منتظر دیگران نباشد"
شیخ امجد الزهاوی رحمة الله علیه
مقدمه
الحمدلله، نستعینه و نستغفره و نستهدیه و نتوکل علیه و نصلی و نسلم علی رسول الله و علی آله و صبحه و سلم و من والاه و دعا بدعوته و استن بسنته صلاةً و تسلیماً دائمین ما دامت السماوات و الأرض و بعد:
"ای مردم"
از بطن حوادث و از میان مشکلات و از عمق دل های مؤمن و دست های وضو دار و با احساس وظیفه و جهت اجابت امر خداوند، دعوت و تجمع شکل گرفت و عرب در مسیر منهاج الهی گام بر داشت و به وظیفه خود در حیات عمل کرد و همه مشکلات و موانع راه را پشت سر گذاشت و تربیت نسل ها ادامه یافت و همه برای جانفشانی و ایثار جان و همه دارایی در راه خداوند آماده شدند.
هسته ها شکل گرفت و راه خود را در میان این دریای پر تلاطم امیدها و آرزوها با دلی پر از اشتیاق و علاقه و با وجود مشکلات و موانع و رنج ها و چالش ها در داخل و خارج شکافت.
هنگامی که طرح تکمیل شد و دانه سر از زمین بیرون آورد و ریشه هایش در زمین استوار گشت و دیگر از شور و عجله مذموم خبری نبود، جنبش مقاومت اسلامی برای ایفای نقش خود در راه پروردگارش تشکیل شد و نیروهایش دست در دست همه مجاهدانی قرار دادند که برای آزادی فلسطین مبارزه می کردند و روح این نیروها با روح آن مجاهدانی که از زمان اصحاب رسول الله رضوان الله تعالی علیهم اجمعین تا به امروز جان خویش در سرزمین فلسطین تقدیم کرده اند، پیوند خورد.
این سند "میثاق نامه جنبش مقاومت اسلامی "حماس" است که ماهیت، هویت، موضع، آرمان و آرزوهای این جنبش را به تصویر می کشد و از همگان برای حمایت از این راه و همکاری با این جنبش و پیوستن به صفوف آن دعوت به عمل می آورد، زیرا نبرد ما با یهودیان صهیونیست بسیار بزرگ و حساس است و به اتحاد همه مخلصان نیاز دارد و این گامی است که باید برداشته شود و جماعتی است که باید با گروه گروه از مسلمانان جهان عرب و اسلام مورد حمایت قرار گیرد تا آنکه دشمنان اخراج شوند و نصر خداوند فرود آید.
ما به این شیوه است که آمدن خویش را به همگان بشارت می دهیم " و لَتعلمُنَّ نبأَهُ بعد حین" (ص/88)« هر آینه که خبر آن را پس از مدتی خواهید شنید».
"کتب الله لأغلبن أنا و رسلی إن الله قوی عزیز"(مجادله/21)« خداوند چنین مقرر فرموده است که "من و پیغمبرانم قطعا پیروز می گردیم و بیگمان خداوند نیرومند و چیره است"
"قل هذه سبیلی أدعو إلی الله علی بصیرة أنا و من اتبعنی و سبحان الله و ما أنا من المشرکین" (یوسف/108)«بگو: این راه من است که من با آگاهی و بینش به سوی خدا می خوانم و پیروان من هم و خدا را منزه می دانم و من از زمره مشرکان نیستم».
بخش اول: آشنایی با جنبش
اصول فکری
ماده اول:
اسلام قانون و روش جنبش مقاومت اسلامی است و این جنبش اندیشه ها و مفاهیم فکری و اصول هستی شناسی، زندگی و انسان خود را از آن می گیرد و همه فعالیت های خود را بر اساس موازین آن انجام می دهد و جهت حرکت خود را از آن می گیرد.
ماده دوم
جنبش مقاومت اسلامی یکی از شاخه های جماعت اخوان المسلمین در فلسطین است. جماعت اخوان المسلمین یک سازمان جهانی و بزرگ ترین جنبش اسلامی در دنیای معاصر است و از ویژگی های فهم عمیق، نگرش دقیق و همه جانبه و کامل از همه مفاهیم اسلامی در کلیه عرصه های زندگی از جمله در اعتقاد، نگرش، سیاست، اقتصاد، تربیت، جامعه، قضاوت، حکومت، دعوت، آموزش، هنر، رسانه و غیب و آشکار و دیگر عرصه های زندگی، برخوردار است.
مبانی تأسیس
ماده سوم
جنبش مقاومت اسلامی از مسلمانانی تشکیل شده است که تسلیم امر الهی شده اند و او را با فروتنی و آگاهانه عبادت می کنند " و ما خلقت الجن و الإنس إلا لیعبدون"(الذاریات/56)«من پری ها و انسان ها را جز برای پرستش خود نیافریده ام» مسلمانانی که وظیفه و مسئولیت خود را در قبال خود، خانواده و وطن خود می دانند و در همه امور تقوای الهی پیشه می کنند، پرچم جهاد را در برابر طاغوت و متجاوزان بر افراشته اند تا این سرزمین و بندگانش را از لوث وجود پلید و شر آنان پاک سازند.
" بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فإذا هو زاهق" (انبیاء/18)
« بلکه حق را به جان باطل می اندازیم و حق مغز سر باطل را از هم می پاشد و باطل بسیار زود محو و نابود می شود»
ماده چهارم
جنبش مقاومت اسلامی از هر مسلمانی که به آنچه این جنبش عقیده دارد، معتقد باشد و اندیشه اش را بپذیرد و به منهاج پایبند باشد و اسرارش را حفظ کند و به پیوستن به این جنبش برای انجام واجباتش علاقه مند باشد، استقبال می کند.
جایگاه زمانی و مکانی جنبش مقاومت اسلامی
ماده پنجم
جنبش مقاومت اسلامی با پذیرش اسلام به عنوان برنامه زندگی در حقیقت از زمان ظهور دین مبین اسلام آغاز شده و با تربیت سلف امتداد یافته است، زیرا الله هدف این جنبش، رسول الله رهبر و قرآن قانون آن است. از نظر مکانی هم هر جا که مسلمانی که به اسلام پایبند باشد، زندگی کند، آنجا حضور دارد، بنابراین این جنبش ریشه دار و شاخه هایش در آسمان سر به فلک کشیده است.
"ألم تر کیف ضرب الله مثلا کلمة طیبة کشجرة طیبة أصلها ثابت و فرعها فی السماء تؤتی أکلها کل حین بإذن ربها و یضرب الله الأمثال للناس لعلهم یتذکرون" (ابراهیم/24 و 25) «بنگر که خداوند چگونه مثل می زند: سخن خوب به درخت خوبی می ماند که تنه آن استوار و شاخه هایش در فضا باشد. بنا به خواست و اراده خداوند هر زمانی می ه خود را بدهد و خداوند برای مردم مثل ها می زند تا متذکر شوند».
تمایز و استقلال
ماده ششم
جنبش مقاومت اسلامی یک جنبش فلسطینی است که ولایتش را به الله سپرده و اسلام را قانون و برنامه زندگی برگزیده است و برای اعتلای کلمة الله در وجب به وجب از خاک فلسطین تلاش می کند. بنابراین در سایه اسلام همه ادیان می توانند در امنیت و آسایش به سر برند و جان و مال و حقوق پیروان همه ادیان در سایه این دین محفوظ می ماند و در نبود اسلام است که درگیری ها و اختلافات بروز می کند و ستم و فساد گسترش می یابد و جنگ ها و مناقشات پدیدار می گردد.
جهانی بودن جنبش مقاومت اسلامی
ماده هفتم
از آنجا که مسلمانانی که برنامه شان همان برنامه جنبش مقاومت اسلامی است در تمام دنیا پراکنده اند و از این جنبش و مواضعش حمایت و جهادش را تقویت می کنند، بنابراین این جنبش یک جنبش جهانی است و شایستگی آن را نیز دارد چرا که اندیشه اش روشن و اهدافش شریف و والا است.
بر همین اساس باید به این جنبش توجه و جایگاهش محترم شمرده شود و حضورش به رسمیت شناخته شود و هر کس که حق این جنبش را نادیده بگیرد و از کمک به این جنبش شانه خالی کند یا بصیرتش کور گردد و از در تلاش برای از بین بردن آن درآید، راه به جایی نخواهد برد و هر کس که چشم خود را در برابر حقایق ـ دانسته یا ندانسته ـ ببندد، زمانی متوجه خواهد شد که رخدادها او را به کناری نهاده اند و بهانه هایش هیچ خریداری ندارند و آنگاه موفقیت قرین آن کس خواهد بود که گوی سبقت را از دیگران ربوده باشد.
و ظلم ذوی القربی أشد مضاضة علی النفس من وقع الحسام المهند
« ستم نزدیکان برای انسان بسیار تلخ تر است از ضربه شمشیر بسیار برنده»
" و أنزلنا إلیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه و من الکتاب و مهیمنا علیه فاحکم بما أنزل الله و لا تتبع أهواءهم عما جاءک من الحق لکل جعلنا منکم شرعة و منهاجا و لو شاء الله لجعلکم أمة واحدة و لکن لیبلوکم فی ما آتاکم فاستبقوا الخیرات إلی الله مرجعکم جمیعا فینبئکم بما کنتم فیه تختلفون" (مائده/48) « و بر تو کتاب را نازل کردیم که ملازم حق و موافق و مصدق کتاب های پیشین و شاهد و حافظ آنها است، پس میان آنان بر طبق چیزی داوری کن که خدا بر تو نازل کرده است و به خاطر پیروی از امیال و آرزوهای ایشان از حق و حقیقتی که برای تو آمده است روی مگردان (ای مردم!) برای هر ملتی از شما راهی و برنامه ای قرار داده ایم، اگر خدا می خواست همه شما را ملت واحدی می کرد، اما (خداوند چنین نکرد) تا شما را در آنچه به شما داده است بیازماید، پس به سوی نیکی ها بشتابید، جملگی بازگشتتان به سوی خدا خواهد بود و از آنچه در آن اختلاف می کرده اید آگاهتان خواهد کرد.»
جنبش مقاومت اسلامی حلقه ای از زنجیره جهاد در مقابل تجاوزات صهیونیستی است که با جهاد شهید عزالدین قسام و برادران مجاهدش در جماعت اخوان المسلمین در سال 1936 پیوند دارد و به حلقه دیگری از این زنجیره جهادی و مبارزات اخوان المسلمین در نبرد سال 1948م. و عملیات جهادی اخوان المسلمین در سال 1968م. و پس از آن مرتبط می گردد.
به رغم فاصله موجود میان این حلقه ها و موانعی که حلقه به گوشان صهیونیسم در برابر ادامه جهاد مجاهدان ایجاد کردند، اما جنبش مقاومت اسلامی به تحقق وعده الهی یقین دارد هر چند که این امر ممکن است اندکی به طول انجامد. پیامبر گرامی اسلام (ص) در این باره می فرماید: "تا زمانی که مسلمانان با یهودیان نجنگند و مسلمانان آنان را نکشند و یهودیان در پس سنگ و درخت پنهان نشوند و سنگ و درخت به سخن نیاید و نگوید: ای مسلمان، ای بنده خدا، یک یهودی در پس من است، بیا و او را بکش، جز غرقد که از ریشه یهودیان است، قیامت برپا نمی شود" (بخاری و مسلم این حدیث را روایت کرده اند).
شعار جنبش مقاومت اسلامی
ماده هشتم
الله هدف، رسول الله رهبر، قرآن قانون و جهاد راه و شهادت در راه خدا بزرگ ترین آرزوی اعضای این جنبش است.
فصل دوم: اهداف
انگیزه ها و اهداف
ماده نهم
جنبش مقاومت اسلامی خود را در زمانی می بیند که (تعالیم) اسلام از زندگی حذف شده است و به همین سبب معیارها و مفاهیم دگرگون شده و ارزش ها تغییر یافته و اشرار بر دنیا مسلط شده اند و ستم و تاریکی بر جهان سایه افکنده است و بزدلان به لباس شیران درآمده اند و سرزمین های مختلف غصب گردیده و مردم از آنجا کوچانده و آواره شده و در نقاط مختلف زمین پراکنده و پناهنده شده اند و دولت حق از میان رفته و جایش را دولت باطل گرفته است و هیچ چیز در جای صحیح خود قرار ندارد. آری، این گونه است که هر گاه اسلام از صحنه بیرون رود همه چیز دگرگون می شود و این همان انگیزه است.
اهداف
به پایین کشیدن پرچم باطل، سیطره بر آن و بیرون راندنش، جهت برقراری حاکمیت حق و بازستاندن سرزمین های غصب و اشغال شده و پخش اذان از سر گلدسته های مساجد به منظور اعلام تأسیس دولت اسلامی به منظور بازگشت مردم (آواره) به دیار و کاشانه خود و بازگرداندن همه چیز به جای صحیح خود، هدف ماست و خداوند متعال تنها یار و یاور حقیقی است.
" و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الأرض و لکن الله ذو فضل علی العالمین" (بقره/251) « و اگر خداوند برخی از مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نکند، فساد زمین را فرا می گیرد، ولی خداوند نسبت به جهانیان لطف و احسان دارد.»
ماده دهم
جنبش مقاومت اسلامی در ادامه طی طریق خود، با تمامی توان از همه مستضعفان حمایت و از همه ستمدیدگان پشتیبانی می کند و از هیچ تلاشی برای احقاق حق و نابودی باطل با گفتار و عمل در هر جایی که امکان دسترسی به آن وجود داشته باشد، فرو گذار نیست.
فصل سوم: راهبردها و سازوکارها
راهبردهای جنبش مقاومت اسلامی:
"فلسطین موقوفه اسلامی است"
ماده یازدهم
جنبش مقاومت اسلامی عقیده دارد که سرزمین فلسطین تا روز قیامت موقوفه اسلامی است و به همه نسل های مسلمانان تعلق دارد و چشم پوشی از آن یا بخشی از آن به هیچ وجه مجاز نیست و هیچ دولت یا دولت های عربی از چنین حقی برخوردار نیستند و هیچ پادشاه یا رئیس جمهور یا پادشاهان و رؤسای جمهوری چنین اجازه ای ندارند و هیچ سازمان یا سازمان هایی ـ خواه فلسطینی باشند یا عربی ـ هم از این حق برخوردار نیستند، زیرا این سرزمین (فلسطین) تا روز قیامت وقف اسلامی برای همه نسل ها است.
حکم این سرزمین در شریعت اسلامی مانند حکم همه سرزمین هایی است که مسلمانان با زور از دشمن پس گرفته اند و آن را وقف کرده اند. این حکم در پی فتح سرزمین های شام و عراق به دست فرماندهان سپاه مسلمانان و در استفساریه آنان از خلیفه دوم مسلمانان درباره روش تعامل با اراضی فتح شده مبنی بر اینکه این سرزمین ها را میان سربازان تقسیم کنند یا به دست صاحبانش بسپارند یا روش دیگری در تعامل با این زمین ها پیش گیرند، جاری شده است. پس از مشورت خلیفه دوم با یاران رسول گرامی اسلام، تصمیم گرفته شد که این زمین ها در دست صاحبان آنها باقی بماند و آنان از آن زمین ها بهره برداری کنند و اصل آن زمین ها به عنوان موقوفه برای همه نسل های مسلمانان تا روز قیامت باقی بماند و صاحبان این زمین ها فقط اجازه بهره برداری از آنها را دارند و این حکم تا زمانی که آسمان و زمین باقی است، جاری است و هر گونه استفاده از این زمین ها در فلسطین یا غیر آن مغایر با شریعت اسلامی، باطل و مردود است.
" إن هذا لهو الحق الیقین * فسبح باسم ربک العظیم" (واقعه/95 و 96) «این همان حق یقینی است، بنابراین پروردگار خود را تعظیم کن»
میهن و میهن پرستی از نظر جنبش مقاومت اسلامی فلسطین
ماده دوازدهم
از نگاه جنبش مقاومت اسلامی میهن دوستی جزئی از عقیده دینی است و برای اثبات این عقیده همین بس که هر گاه سرزمین مسلمانان مورد حمله دشمنان قرار گیرد، جهاد و مقابله با این تجاوز بر هر مرد و زن مسلمان واجب عینی خواهد بود و زن اجازه می یابد بدون اجازه همسرش و برده بدون اجازه صاحبش به سوی آن بشتابد.
چنین حکمی در هیچ قانون دیگری غیر از اسلام وجود ندارد و جای هیچ شکی تردیدی در این حقیقت باقی نیست. اگر وطن دوستی در مکاتب دیگر بر دلایل مادی و انسانی و منطقه ای استوار می گردد، جنبش اسلامی علاوه بر این ها به چیزی بالاتر و کلی تر نظر دارد که این دلیل مهم ترین دلیلی است که به آن ماهیت و زندگی می بخشد، زیرا به امر پروردگار و خالق هستی پیوند دارد که سرچشمه حیات است.
با آمدن موسی و رها شدن عصا، جادو و جادوگران از بین می روند
" قد تبین الرشد من الغی فمن یکفر بالطاغوت و یؤمن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لا انفصام لها و الله سمیع علیم" (بقره/256)
«اجبار و اکراهی در (پذیرش) دین نیست، چرا که هدایت و کمال از گمراهی و ضلال مشخص شده است، بنابراین کسی که از طاغوت نافرمانی کند و به خدا ایمان بیاورد به محکم ترین دستاویز در آویخته است و اصلا گسستن ندارد و خداوند شنوا و دانا است.»
راه حل های سازش، طرح ها و همایش های بین المللی:
ماده سیزدهم
طرح ها و آنچه راه حل های مسالمت آمیز و سمینارهای بین المللی برای حل و فصل قضیه فلسطین نامیده می شود، با عقیده جنبش مقاومت اسلامی در تضاد است، زیرا چشم پوشی از جزئی از فلسطین به معنای چشم پوشی از بخشی از دین است، زیرا میهن پرستی جنبش مقاومت اسلامی بخشی از دین و عقیده این جنبش است و بر این اساس اعضای خود را تربیت می کند و آنان برای به اهتزاز درآوردن پرچم دین الهی در میهن خود جهاد می کنند.
"و الله غالب علی أمره و لکن الناس لا یعلمون" (یوسف/21)«و خداوند بر کار خویش چیره است، اما مردم آن نمی دانند»
هر از چند گاهی فراخوانی به منظور برگزاری سمیناری یا کنفرانسی بین المللی به منظور حل قضیه فلسطین منتشر می شود و برخی راه حل های ارائه شده را می پذیرند و برخی رد می کنند و هر یک برای برگزاری کنفرانسی یا مشارکت در آن شرط و شروطی می گذارند. جنبش مقاومت اسلامی به سبب آنکه برگزار کنندگان این کنفرانس ها و سمینارها را می شناسد و از مواضعی که آنان در گذشته و حال در قبال قضایای مسلمانان گرفته اند، آگاه است، عقیده دارد که این کنفرانس ها و سمینارها خواسته های مسلمانان را محقق نمی سازد و حقوقشان را به آنان باز نمی گرداند و انصاف را در حق ستمدیدگان رعایت نمی کند. این جنبش همچنین بر این باور است که این سمینارها و کنفرانس ها یکی از راه های تحکیم سیطره اهل کفر در سرزمین مسلمانان است، بنابراین کی دیده شده است که اهل کفر در حق اهل ایمان انصاف قائل شوند؟
" و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم قل إن هدی الله هو الهدی و لئن اتبعت أهواءهم بعد الذی جاءک من العلم ما لک من الله من ولی و لا نصیر" (بقره/120)« یهودیان و مسیحیان هرگز از تو خشنود نخواهند شد، مگر این که از آئین آنان پیروی کنی، بگو: تنها هدایت الهی هدایت است و اگر از خواست ها و آرزوهای ایشان پیروی کنی، بعد از آنکه علم و آگاهی یافته ای، هیچ سرپرست و یاوری از جانب خدا برای تو نخواهد بود.»
قضیه فلسطین راه حلی جز جهاد ندارد و طرح ها و پیشنهادها و سمینارها و کنفرانس های بین المللی جز تلف کردن وقت و تلاش بیهوده ثمری ندارد و نباید به کسی اجازه داده شود که آینده و سرنوشت ملت فلسطین و حقش را در تعیین سرنوشتش به بازی بگیرد.
در حدیث شریفی آمده است که" اهل شام شمشیر اين سرزمین هستند که خداوند به وسیله آنان از هر بنده ای که بخواهد، انتقام می گیرد و منافقانش نمی توانند بر مؤمنانش غلبه کنند و آن منافقان با اندوه و ناراحتی از دنیا خواهند رفت" (طبرانی و احمد آن را روایت کرده اند، راویان آن همه ثقه هستند و الله اعلم).
سه محور
ماده چهاردهم
موضوع آزادی فلسطین در سه محور خلاصه می شود، محور فلسطین، محور عربی و محور اسلامی. هر یک از این محورهای سه گانه در نبرد علیه صهیونیسم نقش و وظایف و مسئولیت هایی دارند. نادیده گرفتن هر یک از این محورها اشتباه فاحش و جهل آشکار به شمار می آید، زیرا فلسطین سرزمینی اسلامی است و نخستین قبله مسلمانان و سومین حرم شریف اسلامی و نیز محل اسرای رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم در آن قرار دارد، " سبحان الذی أسری بعبده لیلا من المسجد الحرام إلی المسجد الاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر" (اسرا/1)«تسبیح و تقدیس خدائی را سزاست که بنده خود (محمد پسر عبدالله) را در شبی از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برد، آنجا که اطرافش را پر برکت ساخته ایم تا برخی از نشانه های خود را به او بنمایانیم، بی گمان خداوند بس شنوا و بینا است.»
به همین سبب، آزادسازی این سرزمین بر همه مسلمانان در همه نقاط جهان فرض عین است و بر همین اساس باید به این قضیه بهای لازم داده شود و تک تک مسلمانان باید این امر را دریابند.
هنگامی که قضیه فلسطین بر این اساس حل و فصل گردد و امکانات سه محور برای آن متمرکز گردد، وضعیت کنونی تغییر خواهد کرد و زمان آزادی فرا می رسد.
" لأنتم أشد رهبة فی صدورهم من الله ذلک بأنهم قوم لا یفقهون" (حشر/13)« هراس شما در سینه های ایشان، بیش از هراس آنان از خداست، این بدان سبب است که ایشان مردمان نفهم و نادانی هستند».
جهاد برای آزادی فلسطین فرض عینی است
ماده پانزدهم
هر گاه دشمنان منطقه ای از سرزمین اسلامی را غصب و اشغال کنند، جهاد بر همه مسلمانان فرض عینی خواهد بود. برای مقابله با اشغال فلسطین به دست یهودی چاره ای جز به اهتزاز درآوردن پرچم جهاد وجود ندارد. این امر هم نیازمند آگاهی اسلامی عموم مردم مسلمان در جای جای مناطق جهان اسلام است، نیز، باید روحیه جهاد را در میان امت اسلامی توسعه داد و با آغاز نبرد علیه دشمنان، به صفوف مجاهدان پیوست.
افزایش آگاهی عمومی نیز نیازمند فعال شدن اندیشمندان و علمای مسلمان و فعالان عرصه های آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت و اصحاب مطبوعات و رسانه ها و عموم اهل فرهنگ به ویژه جوانان و پیران عضو جنبش های اسلامی است. برای این منظور باید تغییراتی پایه ای در نظام آموزشی ایجاد شود و آثار تجاوزات فکری که به دست خاورشناسان و مبشران مسیحی در نظام های آموزشی کشورهای اسلامی نفوذ کرده است، زدوده شود. این متجاوزان پس از آنکه صلاح الدین ایوبی ارتش های صلیبی را از منطقه بیرون رانده بود و صلیبی ها فهمیدند که سرکوب و سیطره بر مسلمانان جز با یورش فکری به آنان و آشفته کردن اندیشه های اسلامی و تخریب وجهه میراث این تمدن و تخریب وجهه تمدن آنان امکانپذیر نیست و پس از آن است که تجاوز نظامی میسر می شود و این تهاجم فکری بود که مقدمات تجاوز استعماری غرب را فراهم کرد و ژنرال آلنبی فرمانده ارتش انگلیس به هنگام ورود به قدس گفت: " امروز جنگ های صلیبی پایان یافت" و یک ژنرال دیگر انگلیسی به نام " گورو" در برابر مقبره صلاح الدین ایستاد و گفت: "آری، صلاح الدین، ما دوباره بازگشته ایم". استعمار زمینه را برای تقویت تهاجم فرهنگی و فکری و تعمیق ریشه های این تهاجم که همچنان نیز پابرجا مانده است، فراهم کرد و همه این ها زمینه ساز از دست رفتن فلسطین گردید.
می بایست قضیه فلسطین در ذهن و فکر نسل های مسلمانان به عنوان یک قضیه دینی احیا گردد و بر این اساس این قضیه حل و فصل شود، زیرا بخشی از مقدسات اسلامی از جمله مسجد مبارک الاقصی که با مسجد الحرام و با اسرا و معراج رسول گرامی اسلام (ص) پیوندی ناگسستنی دارد، در این سرزمین واقع است.
" یک روز جهاد در راه خدا از دنیا و هر آنچه در آن است، بهتر است و جای شمشیر یکی از شماها بهتر از دنیا و همه چیزهایی است که در آن است و رفت و آمد بنده در مسیر جهاد در راه خداوند از آنچه در دنیا و هر آنچه در آن است بهتر است"(امام بخاری و امام مسلم و امام ترمذی و اما ابن ماجه این حدیث شریف را روایت کرده اند).
" قسم به آنکه جان محمد در دست اوست، دوست داشتم در راه خداوند جهاد کنم تا آنکه کشته شوم و سپس به پا می خواستم تا باز جهاد کنم و باز کشته شوم و باز همین گونه زنده و کشته شوم" (امام بخاری و امام مسلم).
تربیت نسل ها
ماده شانزدهم
مسلمانان باید بر اساس تعالیم اسلام شامل انجام وظایف و فرایض دینی، تأمل عمیق و آگاهانه در کتاب خدا و بررسی سنت نبوی و آگاهی از تاریخ و میراث و تمدن اسلامی از منابع موثق و با نظارت متخصصان و دانشمندان آموزش ببینند و تربیت شوند و از نظام هایی آموزشی ای در این راستا بهره گرفته شود که بینشی صحیح و سالم در اندیشه و اعتقاد را به مسلمانان انتقال دهند. ما همچنین معتقدیم که ماهیت دشمن و امکانات مادی و انسانی اش باید به دقت بررسی شود و از نقاط ضعف و قوتش آگاهی حاصل گردد و نیروهایی که به این دشمن یاری می رسانند و از آن پشتیبانی می کنند، شناسایی شوند و رخدادهای جاری کاملا زیر نظر گرفته شود و از حوادث مختلف غفلت نشود و تحلیل ها و واکنش های مرتبط با آنها مورد بررسی و دقت نظر قرار گیرد. لزوم برنامه ریزی و آینده نگری و بررسی همه پدیده ها نیز بر کسی پوشیده نیست، زیرا مسلمان مجاهد در زمان خود با آگاهی از اهداف، مقاصد و راه ها و همه آن چیزهایی که در اطرافش رخ می دهد، زندگی می کند.
" یا بنی إنها إن تک مثقال حبة من خردل فتکن فی صخرة أو فی السماوات أو فی الأرض یأت بها الله، إن الله لطیف خبیر* یا بنی أقم الصلاة و أمر بالمعروف و انه عن المنکر و اصبر علی ما أصابک إن ذلک من عزم الأمور و لا تصعر خدک للناس و لا تمش فی الأرض مرحا إن الله لا یحب کل مختال فخور" (لقمان/16-18) «پسر عزیزم، اگر به اندازه سنگینی دانه خردلی باشد و در دل سنگی یا در آسمان ها و یا اینکه در میان زمین باشد، خدا آن را حاضر می آورد، چرا که خداوند بس دقیق و آگاه است. ای پسر عزیزم! نماز را چنانکه شاید بخوان و به کار نیک فرمان بده و از کار بد نهی کن و در برابر مصائبی که به تو می رسد شکیبا باش، این ها از کارهایی است که باید بر آن عزم را جزم کرد و ثبات ورزید؛ با تکبر و بی اعتنائی از مردم روی مگردان و مغرورانه بر زمین راه مرو، چرا که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست ندارد»
نقش بانوی مسلمان
ماده هفدهم
بانوان مسلمان در نبرد رهایی بخش وظیفه ای همسنگ مردان بر عهده دارند، زیرا آنان تربیت کننده مردان بزرگند و نقش آنان در تربیت و هدایت نسل ها بسی سترگ است. دشمنان با آگاهی از این نقش، گمان می کنند که اگر بتوانند زنان را به راهی که خود می خواهند هدایت کنند و آن گونه که خود می خواهند تربیت کنند، جنگ را به نفع خود سوق داده اند و به همین سبب از طریق رسانه های مختلف و فیلم ها و نظام های آموزشی و پرورشی دائما در تلاشند تا به اهداف خود جامه عمل بپوشانند و این کار را در زیر پوشش نام های مختلفی چون فراماسونی، باشگاه های روتاری، گروه های جاسوسی و غیره انجام می دهد و همه این ها لانه های فساد و تباهی و مخرب هستند که به آن سازمان های صهیونیستی امکانات مادی گسترده ای می دهد تا اهداف پلید خود را در جوامع اسلامی پیاده کنند تا از این راه اسلام را از صحنه بیرون کنند و این دین را در میان پیروانش به غربت دچار سازند، بنابراین اسلام گرایان باید برای مقابله با توطئه های ویرانگر این سازمان های خطرناک دست به کار شوند و آن روز که اسلام هدایت زندگی را به دست گرفت، آن سازمان های پلید و مخالف انسانیت و اسلامیت از بین خواهند رفت.
ماده هجدهم
بانوان مسلمان در درون خانه و خانواده مجاهدان چه وظیفه مادری را بر عهده داشته باشند و خواه نقش خواهری، مسئولیتی بس بزرگ در مدیریت خانه و پرورش بذر مفاهیم ارزش های اخلاقی مبتنی بر تعالیم دین اسلام و هدایت فرزندان در جهت انجام واجبات دینی و آمادگی آنان برای ایفای وظیفه جهاد، بر عهده دارند، به همین سبب باید به مدارس و نظام های آموزشی که دختران مسلمان در آن پرورش و تربیت می یابند تا آنکه به مادرانی صالح و آگاه بدل گردند و مسئولیت خویش در نبرد آزادیبخش بر عهده گیرند، اهمیت کافی مبذول گردد.
به این سبب بانوان مسلمان باید آگاهی کافی از اداره امور منزل کسب کنند، زیرا رعایت میانه روی و دوری از اسراف در مصرف درآمد خانواده از لوازم ادامه زندگی در شرایط دشوار کنونی جامعه است. بانوان مسلمان باید به این نکته توجه کنند که مالی که در دست آنان است خونی است که فقط باید در رگ ها جاری شود تا زندگی در وجود کودکان و سالمندان به صورت مساوی جریان یابد.
" إن المسلمین و المسلمات و المؤمنین و المؤمنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الصائمین و الصائمات و الحافظین لفروجهم و الحافظات و الذکرین الله کثیرا و الذاکرات أعد الله لهم مغفرة و أجرا عظیما" (احزاب/35)«مردان مسلمان، زنان مسلمان، مردان با ایمان، زنان با ایمان، مردان فرمانبردار خدا و زنان فرمانبردار خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان شکیبا و زنان شکیبا، مردان فروت و زنان فروتن، مردان بخشایشگر و زنان بخشایشگر، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار خدا را یاد می کنند و زنانی که بسیار خدا را یاد می کنند، خداوند برای همه آنان آمرزش و پاداش بزرگی را فراهم ساخته است»
هنر اسلامی و نقش آن در نبرد آزادیبخش
ماده نوزدهم
هنر ضوابط و معیارهایی دارد که از طریق آن می توان دریافت که این هنر به اسلام تعلق دارد یا به جاهلیت. قضایای مربوط به مبارزات آزادیبخش اسلامی نیازمند هنری اسلامی است که روح را تعالی بخشد. این هنر برخی از جنبه های انسانی را قربانی جنبه های دیگر نمی کند و همه جوانب آن را با تعادل و انسجام حفظ می کند و توسعه می دهد. آدمی مصنوعی شگفت آور از مشتی خاک و روح است. هنر اسلامی نیز بر همین اساس انسان را خطاب قرار می دهد، اما هنر جاهلی تنها جسم را مخاطب قرار می دهد و جنبه خاکی انسان را بر بعد دیگر آن ترجیح می دهد.
بنابراین اگر در کتاب، مقاله، نشریه، وعظ، پیام، اشعار عامیانه، قصاید، سرود، نمایش و غیره ویژگی های هنر اسلامی یافت شود، این هنر وسیله و ابزاری برای هدایت فکری و غذای تجدید کننده توان روحی است برای ادامه راه و آرام بخش جان، زیرا که راه طولانی است و سختی ها فراوان و جان ها گاهی ملول و خسته می گردد و این هنر اسلامی است که نشاط و حرکت را باز می آفریند و معانی والایی را در وجود تثبیت می کند و قدرت تفکر و تدبیر سالم را بر می انگیزد.
" از نشانه های جان تدبیرگر تحول و دگرگونی است و همه این ها جدی است و مزاحی در آن نیست، زیرا امت مجاهد مزاح و بیهوده بودن را در خود راه نمی دهد".
همبستگی اجتماعی
ماده بیستم
جامعه اسلامی یک جامعه به هم پیوسته است و پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید: " اشعری ها قوم خوبی هستند که اگر در سفر یا حضر کاری می کنند، آنچه را در اختیار دارند گرد می آورند و سپس به صورت مساوی میان خود تقسیم می کنند. این روحیه اسلامی باید بر همه جوامع مسلمان حاکم شود، جامعه ای که با دشمنی ددمنش و نازیست که میان زن و مرد و کبیر و صغیر تفاوتی قائل نیست، باید به روح و معانی اسلام و تعالیم و آموزه های آن متصف باشد. دشمن ما از روش مجازات دسته جمعی استفاده می کند، میهن و املاک مردم را غصب و اشغال کرده و آنان را در پناهگاه ها و اردوگاه هایشان هم راحت نمی گذارد و از انواع ترفند و عملیات ها مانند "شکستن استخوان" و غیره و با بهانه و بدون بهانه به سوی زنان و کودکان و سالمندان تیراندازی می کند و آنان را هدف قرار می دهد و هزاران نفر را در زندان هایش با وضعیتی اسفناک به اسارت گرفته است، مضاف بر آنکه منازل را تخریب، کودکان را یتیم و احکام جائرانه ای در حق هزاران جوان صادر می کند تا آنان بهترین دوره زندگی خود را که جوانی است در سیاهچال های اسارتگاه های صهیونیستی سپری کنند.
سیاست فاشیستی صهیونیست ها حتی زنان و کودکان را نیز استثنا قرار نمی دهد، زیرا بر اساس افکار و اندیشه های برگرفته از صهیونیسم همه باید از این جنایت ها آسیب ببینند، آنان معیشت مردم را نیز مورد تهاجم قرار داده اند و اموال آنان را غارت و چپاول و شرف آنان را لگدمال کرده اند و با این جنایت های بی شرمانه با مردم حتی بدتر از جنایتکاران جنگی رفتار می کنند، سیاست تبعید از وطن نیز نوعی کشتار است. در برابر این اقدامات و جنایت ها و تجاوزها، همبستگی، اتحاد، انسجام و یکپارچگی میان مردم فلسطین ضروری است و برای مقابله با دشمن صهیونیستی باید متحد بود و چون پیکره ای واحد عمل کرد که اگر عضوی به درد آید، سایر اعضا با تب و درد، بیماری را نشان دهند.
ماده بیست و یکم
تقدیم کمک های مادی و معنوی به نیازمندان یکی از مظاهر همبستگی اجتماعی است و مشارکت در انجام کارها نیز بخشی دیگر از آن است. اعضای جنبش اسلامی باید منافع عموم مردم را همسان منافع شخصی خود بدانند. آنان باید از هیچ تلاشی برای تحقق منافع عمومی و حفظ و حراست از آن فرو گذار نکنند و از هر چیزی که بر آینده نسل ها تأثیر منفی می گذارد یا برای جامعه ای که در آن زندگی می کنند زیانبار باشد، جلوگیری کنند، زیرا این مردم از طیف همین عناصر هستند و آنها نیز از مردمند، قدرت مردم قدرت آنان به شمار می آید و آینده ملت آینده آنان است. اعضای جنبش مقاومت اسلامی باید در غم و شادی مردم با آنان شریک باشند و از خواسته ها و مطالبات آنان حمایت کنند و از هر آنچه منافع و اهداف جنبش اسلامی و مردم را تأمین کند، دفاع کنند. اگر روزی این روحیه بر جامعه ما حاکم شود انس و الفت میان مردم تعمیق می یابد و همکاری و همفکری صورت واقعی می پذیرد و وحدت تثبیت می گردد و صفوف در برابر دشمنان متحدتر و منسجم تر می شود.
حامیان دشمن صهیونیستی
ماده بیست و دوم
دشمنان از مدت ها پیش برنامه ریزی کرده و آن را به اجرا گذاشته اند تا آنکه به آنچه امروز در اختیار دارند، دست یافته اند. آنان در جریان امور به اسباب تاثیرگذار توجه کرده اند و با گردآوری منابع و ثروت های کلان مادی و تاثیرگذار، از آن برای تحقق آرزوهای خود بهره گرفته اند؛ آنان با این اموال بر رسانه های جهانی از جمله خبرگزاری ها، روزنامه ها و مجلات و مطبوعات، دفاتر انتشاراتی و رادیوها و غیره استیلا یافته اند؛ آنان با پول قیام های مختلفی در نقاط مختلف دنیا به راه انداخته اند تا مصالح خود را محقق سازند و بهره خود را از چنین اوضاعی ببرند، آنان در انقلاب فرانسه و انقلاب کمونیسم و بسیاری از انقلاب هایی که ما از آنها خبرهایی شنیده ایم و می شنویم، دست داشته اند و دارند.
با پول سازمان ها و گروهک های مخفی را در نقاط مختلف دنیا تأسیس و سازماندهی کرده اند تا جوامع مختلف را نابود کنند و منافع صهیونیسم را محقق سازند. فراماسونری، کاباره ها، قمارخانه ها و دیگر انواع مراکز فحشا که همه آنها در حقیقت مراکز جاسوسی و گسترش فساد هستند، ساخته دست و پرداخته ذهن و اندیشه صهیونیسم است. آنان با سرمایه بر کشورهای استعمارگر سلطه یافته اند و آنان را به سوی استثمار بسیاری از مناطق جهان سوق داده اند تا منابع و ثروت های این مناطق را نابود کنند و فساد را در آنها رواج دهند.
درباره جنگ های طایفه ای و جهانی و منطقه ای هم حرف و حدیث بسیار است، آنان در جنگ جهانی اول دست داشته اند، همان جنگی که در آن خلافت اسلامی نابود شد، صهیونیسم از این امر سودهای کلان مادی برد و سرانش بر بسیاری از منابع و ثروت های بلاد اسلامی سیطره یافتند و اعلامیه بالفور را به دست آوردند و جامعه ملل را تأسیس کردند تا از طریق سازمان های وابسته به آن بر جهان حکومت کنند. همین صهیونیست ها جنگ جهانی دوم را به راه انداختند و با تجارت تسلیحات و مهمات و ملزومات این جنگ، سودهای هنگفتی به جیب زدند و زمینه را برای تأسیس دولت خود فراهم کردند. سپس تصمیم گرفتند که سازمان ملل و شورای امنیت را به جای جامعه ملل تأسیس کنند تا از طریق این سازمان جدید سیطره خود را بر جهان تکمیل کنند.
هر جا که جنگی درگیر است، ایادی صهیونیسم نیز در آن هویداست " کلما أوقدوا نارا للحرب أطفأها الله و یسعون فی الأرض فسادا و الله یا یحب المفسدین" (مائده/ 64) «آنان هر زمان جنگی افروخته باشند خداوند آن را (با شکست ایشان و پیروزی پیغمبر و مؤمنان) خاموش کرده است، آنان به خاطر ایجاد فساد در زمین می کوشند و خداوند مفسدان و تبهکاران را دوست نمی دارد».
قدرت های استعماری در غرب سرمایه داری و شرق کمونیسم از دشمن صهیونیستی با تمام توان مادی و انسانی پشتیبانی می کنند و فقط نقش آنان هر از چند گاهی عوض می شود و آن روز که اسلام ظهور کند، نیروهای کفر به مقابله با آن بر می خیزند، زیرا کفر ملت واحده است.
"یا أیها الذین آمنوا لا تتخذوا بطانة من دونکم لا یألونکم خبالا ودوا ما عنتم قد بدت البغضاء من أفواههم و ما تخفی صدورهم أکبر قد بینا لکم الآیات إن کنتم تعقلون" (آل عمران/118).« ای کسانی که ایمان آورده اید، از غیر خود محرم اسرار بر نگزینید، آنان از هیچ گونه شر و فسادی در حق شما کوتاهی نمی کنند، آنان آرزوی رنج و زحمت شما را دارند و دشمنانگی از دهان آنان آشکار است و آنچه در دل دارند بزرگ تر است. ما نشانه هایی را برای شما بیان کردیم اگر اهل عقل و درایت هستید».
و بی دلیل نیست که خداوند متعال در پایان آیه می فرماید: "إن کنتم تعقلون" (اگر اندیشه کنید).
فصل چهارم: موضع ما
الف: در قبال جنبش های اسلامی
ماده بیست و سوم
جنبش مقاومت اسلامی به دیگر جنبش های اسلامی به دیده احترام می نگرد و از آنان قدردانی می کند، زیرا هر چند که ممکن است در موضوع یا مبحثی اختلافی میان آنان باشد، اما در بسیاری از جوانب و تصورها با یکدیگر اتفاق نظر دارند. جنبش مقاومت اسلامی بر این باور است که اختلاف با این جنبش ها ـ در صورت وجود مقاصد سلیم و اخلاص برای خداوند متعال ـ اختلافی اجتهادی است و تا زمانی که اقدامات در دایره اسلام باشد، هر مجتهدی دست کم یک اجر خواهد برد.
جنبش مقاومت اسلامی این جنبش ها را پشتیبان و حامی خود می داند و از خداوند متعال برای همه هدایت طلب می کند و همیشه در تلاش است تا پرچمدار وحدت میان همگان باشد و این وحدت در چارچوب کتاب و سنت عملی گردد.
" و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا و اذکروا نعمة الله علیکم إذ کنتم أعداء فألف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته أخوانا و کنتم علی شفا حفرة من النار فأنقذکم منها کذلک یبین الله لکم آیاته لعلکم تهتدون" (آل عمران/ 103) «و همگی به رشته (ناگسستی قرآن) خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود به یاد آورید که بدان گاه که دشمنانی بودید و خدا میان دل های شما پیوند داد، پس برادرانی شدید و بر لبه گودالی از آتش بوددید، ولی شما را از آن رهانید، خداوند چنین برایتان آیات خود را آشکار می سازد، شاید که هدایت شوید».
ماده بیست و چهارم
جنبش مقاومت اسلامی اهانت یا بی احترامی به هیچ فرد یا گروهی را جایز نمی داند، زیرا مؤمن نه به دیگران اهانت می کند و نه آنان را مورد لعن و نفرین قرار می دهد، هر چند که میان این موضوع و مسأله مواضع و اقدامات باید تفاوت قائل شویم، زیرا جنبش مقاومت اسلامی حق خود می داند اشتباهات را گوشزد کند و نسبت به آنها هشدار دهد و در جهت بیان حق بکوشد و در موضوعات مطرح شده جانب حق را بگیرد، زیرا حکمت گمشده مؤمن است و هر جا یافت، به آن مستحق تر است.
" لا یحب الله الجهر بالسوء من القول إلا من ظلم و کان الله سمیعا علیما* إن تبدوا خیرا أو تخفوه أو تعفوا عن سوء فإن الله کان عفوا قدیرا" (نساء/148- 149) «خداوند دوست ندارد زبان به بدگویی گشایند مگر آن کسی که مورد ستم قرار گرفته باشد و خدا شنوای آگاه است* اگر نیک را آشکار یا پنهان سازید یا اگر از بد چشم پوشی کنید(کار خداپسندانه ای کرده اید) چرا که خداوند بسیار با گذشت و بس توانا است».
ب: جنبش های ملی در فلسطین
ماده بیستم و پنجم
جنبش مقاومت اسلامی به این گروه ها احترام متقابل می گذارد و شرایط آنان و عوامل تأثیرگذار بر آنها را درک می کند و تا زمانی که خود را نوکر شرق کمونیسم یا غرب صلیبی نمی دانند جنبش اسلامی دست همکاری با آنان را می فشارد و به همه اعضا و هواداران این گروه ها تاکید می کند که جنبش مقاومت اسلامی حرکتی جهادی و اخلاقی است و آگاهانه به هستی می نگرد و همراهی اش با دیگران نیز آگاهانه است، از فرصت طلبی بیزار است و برای افراد و گروه های مختلف مردم خیر و نیکی طلب می کند و برای ادای واجب و جلب خشنودی خداوند متعال است که به آیه "و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة" استناد می کند و هدفی جز این ندارد.
جنبش مقاومت اسلامی به همه جریان های فلسطینی که برای آزادی فلسطین فعالیت می کنند، اطمینان می دهد که از آنان حمایت می کند و در گفتار و عمل و حال و آینده جز این چنین نخواهد بود. جنبش اسلامی با تفرقه مخالف و به دنبال اتحاد است و هر سخن و گفتار پاک و تلاش مخلصانه و ستوده ای را ارج می نهد و راه را بر اختلافات حاشیه ای می بندد و به شایعه ها و اظهارات مغرضانه وقعی نمی نهد، هر چند که به حق دفاع از نفس نیز پایبند است.
هر آنچه با این نگرش و این بینش در تعارض و تناقض باشد، زاییده تبلیغات دشمنان یا حامیان و همپیمانان آنان است و هدف از آن ایجاد تفرقه و آشوب و منحرف ساختن ما به سوی امور حاشیه ای است.
" یا أیها الذین آمنوا إن جاءکم فاسق بنبأ فتبینوا أن تصیبوا قوما بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین" (حجرات/6) «ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر شخص فاسقی خبری را به شما رسانید درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی ـ بدون آگاهی ـ آسیب برسانید، و از کرده خود پشیمان شوید».
ماده بیست و ششم
جنبش مقاومت اسلامی که به گروه های ملی فلسطین ـ که به شرق یا غرب وابسته نیستند ـ این چنین با دیدی مثبت می نگرد، با این وجود چنین امری موجب نمی شود که مسائل و رخدادها و حوادث عرصه بین الملل و منطقه ای را درباره قضیه فلسطین به مناقشه و بحث و بررسی نگذارد تا در تحلیل علمی این وضع، میزان همنوایی و انسجام یا اختلاف و تعارض آن را با مصلحت ملی و در سایه بینش و نگرش اسلام بسنجد.
ج: سازمان آزادیبخش فلسطین
ماده بیست و هفتم
سازمان آزادیبخش فلسطین نزدیک ترین گروه به جنبش مقاومت اسلامی است، زیرا شماری از اعضای این سازمان پدران، برادران، بستگان و دوستان اعضای جنبش مقاومت اسلامی هستند، پس آیا مسلمان به پدر، برادر، نزدیکان یا دوستانش جفا می کند، بنابراین وطن، درد و مشکلات، سرنوشت و دشمن ما یکی است.
سازمان آزادیبخش از شرایطی که در آن تأسیس شد، تأثیر بسیار گرفته است. این سازمان در حالی تأسیس شد که بحران فکری که به سبب تهاجم فرهنگی و فکری که پس از عقب نشینی و فرار صلیبی ها از منطقه بر جهان عرب حاکم گردید و فعالیت های خاورشناسان و مبشران مسیحی و استعمار این وضع را تقویت کرد و همچنان نیز بر همان منوال است، تمام منطقه را زیر سیطره خود گرفته بود. در چنین وضعی بود که سازمان آزادیبخش فلسطین موضوع تشکیل حکومت لائیک را مطرح کرد و تاکنون نیز بر آن پایبند مانده است. تفکر لائیسم با اندیشه دینی تناقض کامل دارد و مواضع و اقدامات بر اساس اندیشه ها شکل می گیرد و تصمیمات اتخاذ می گردد.
به همین سبب، ما بر این باوریم ـ به رغم احترامی که برای سازمان آزادیبخش فلسطین و نقشی که در منازعه عربی ـ اسرائیلی برای این سازمان قائلیم ـ امکان ندارد دولتی لائیک را بر اسلامی بودن حال و آینده فلسطین ترجیح دهیم، زیرا اسلامی بودن فلسطین بخشی از عقیده دینی ماست و هر کس که از دینش چشم بپوشد، زیان می کند. " و من یرغب عن ملة إبراهیم إلا من سفه نفسه" (بقره/130) «چه کسی از آئين ابراهیم رویگردان خواهد شد مگر آن که خود را خوار و کوچک داشته است» هر گاه سازمان آزادیبخش فلسطین اسلام را به عنوان نظام زندگی برگزید، ما هم سرباز این سازمان و تقویت کننده مواضع این سازمان در مقابل دشمنان خواهیم بود. بنابراین تا زمانی که این امر محقق گردد ـ از خداوند می خواهیم که این امر زود محقق شود ـ موضع جنبش مقاومت اسلامی در قبال سازمان آزادیبخش فلسطین موضع پسر در برابر پدر و برادر در برابر برادر و فامیل در قبال فامیل خواهد بود که از هر گونه آسیب رسیدن به آن اندوهگین می شود و در برابر دشمنان از آن حمایت خواهد کرد و از خداوند متعال برایش هدایت طلب می کند.
د: کشورها و دولت های عربی و اسلامی
ماده بیست و هشتم
تجاوز و تهاجم صلیبی ها علیه بلاد اسلامی بسیار شدید است و از هر ابزار و وسیله ممکن و پلیدی برای تحقق اهداف و مقاصدش بدون درنگ استفاده می کند و برای پیشبرد اهداف و عملیات تجسسش از گروهک های مخفی که از فراماسونری و باشگاه های روتاری و گروه های مشابه بهره می گیرد. همه این سازمان ها و گروهک های سری و آشکار به نفع صهیونیسم و با هدایت آن فعالیت می کند و هدفش نابودی جوامع و از بین بردن ارزش ها و لگدمال کردن اخلاق و نابود کردن اسلام است و برای این منظور از تجارت انواع مواد مخدر و اقسام مواد و مشروبات الکلی برای تسهیل روند سیطره و توسعه طلبی خود بهره می گیرد.
کشورهای عربی همجوار رژیم صهیونیستی باید مرزهای خود را به روی مجاهدان ملت های عرب و مسلمان بگشایند تا آنان به وظایف خود عمل کنند و در کنار برادران مسلمان خود در فلسطین جهاد کنند.
کشورهای عربی و اسلامی دیگر نیز باید تحرکات مجاهدان را در مناطق تحت سیطره خود تسهیل کنند تا آنان بتوانند آزادانه به سوی فلسطین بشتابند و این کمترین کاری است که در این زمینه می توانند انجام دهند.
در اینجا باید به همه مسلمانان یادآور شویم که یهودیان با اشغال قدس شریف در سال 1967م. بر دروازه مسجد مبارک الاقصی ایستادند و شعار دادند: "محمد پشت سر دختران مرده است"!
بنابراین اسرائیل به سبب هویت یهودی و مردمان یهودش اسلام و مسلمانان را به چالش کشیده است و یقین بدانید که توطئه گران هیچ گاه از توطئه گری باز نمی ایستند.
هـ: جمعیت های ملی، دینی، نهادها، روشنفکران جهان عرب و اسلام
ماده بیست و نهم
جنبش مقاومت اسلامی امیدوار است که این نهادها و مؤسسات و تجمعات در کلیه عرصه ها در کنار این جنبش قرار گیرند، از آن و مواضعش پشتیبانی کنند و فعالیت ها و تحرکاتش را مورد تایید قرار دهند و در جهت کسب حمایت برای این جنبش تلاش کنند تا ملت های اسلامی به عنوان پشتیبان و حامی این جنبش در کلیه جوانب نیروی انسانی، مادی و تبلیغاتی در زمان ها و اماکن مختلف، عمل کنند و این کار نیز از طریق برگزاری کنفرانس ها، انتشار کتاب های هدفمند و هدایت و توجیه عموم مردم درباره قضیه فلسطین و تهاجمی که علیه این ملت آغاز شده است و توطئه هایی که علیه آن جریان دارد، انجام می پذیرد. بسیج فکری، تربیتی و فرهنگی نیز می تواند از دیگر کارهای این نهادها و مؤسسات باشد تا از این طریق به وظیفه خود در نبرد رهایی بخش و سرنوشت ساز عمل کرده باشند، همان گونه که در شکست دادن صلیبی ها و بیرون راندن تاتار و نجات تمدن اسلامی نقش ایفا کردند و این ها بر خداوند متعال دشوار نیست.
" کتب الله لأغلبن أنا و رسلی إن الله قوی عزیز" (مجادله/21) «خداوند چنین مقرر فرموده است که "من و پیغمبرانم قطعا پیروز می گردیم و بیگمان خداوند نیرومند و چیره است»
ماده سی ام
از همه ادبا، روشنفکران، اصحاب رسانه ها و مطبوعات، خطبا، متصدیان آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت و دیگر اقشار جهان اسلام درخواست می شود که به وظیفه خود عمل کنند، زیرا سبب شدت و گستردگی تهاجم دشمن صهیونیستی و حضورش در بسیاری از کشورها و سیطره مادی و رسانه ای اش، این کار واجب است.
زیرا جهاد به حمل سلاح و حضور در میدان نبرد علیه دشمنان خلاصه نمی شود و هر سخن پاک، مقاله و کتاب مفید و اعلام حمایت و همبستگی در صورتی که نیت و قصد خالص باشد و هدف بر افراشتن پرچم الله باشد، جهاد فی سبیل الله است و " هر کس که مجاهدی را تجهیز کند، جهاد کرده است و هر کس از خانواده یک مجاهد به نیکی نگهداری و حفاظت کند، جهاد کرده است" (امامان بخاری، مسلم، ابوداود و ترمذی این حدیث را روایت کرده اند".
و: پیروان سایر ادیان
جنبش مقاومت اسلامی حرکتی انسانی است
ماده سی و یکم
جنبش مقاومت اسلامی حرکتی انسانی است و از حقوق بشر حمایت می کند در نگاهش به پیروان ادیان دیگر تسامح و تساهل اسلام را مد نظر دارد و با هیچ کس جز آنانی که با این جنبش از در دشمنی در آمده اند یا در مقابل آن ایستاده اند تا راهش را سد کنند و مانع از حرکتش شوند یا تلاشش را تحریف کنند، دشمنی نمی ورزد.
پیروان سه دین اسلام و مسیحیت و یهودیت می توانند در سایه اسلام در امنیت و آرامش در کنار یکدیگر زندگی کنند و این امنیت و آسایش و آرامش جز در سایه اسلام ایجاد نمی شود. تاریخ گذشته دور و نزدیک بهترین دلیل این مدعاست. پیروان سایر ادیان نیز باید از مخالفت با اسلام و حاکمیت اسلام بر منطقه دست بردارند، زیرا هر گاه آنان بر منطقه سیطره یابند، جز جنگ و کشتار و شکنجه و آوارگی در پی ندارد، چرا که آنان عرصه را بر یکدیگر ـ چه رسد به پیروان ادیان دیگر ـ تنگ می کنند و گذشته و حال مملو از شواهدی است که این نظر را تایید می کند.
" لا یقاتلونکم جمیعا إلا فی قری محصنة أو من وراء جدر بأسهم بینهم شدید تحسبهم جمیعا و قلوبهم شتی ذلک بأنهم قوم لا یعقلون" (حشر/14)
«یهودیان هرکز با شما به صورت دسته جمعی جز در پس دژهای محکم و یا از پشت دیوارها نمی جنگند. عداوت و دشمنی در میان خودشان شدت دارد. تو ایشان را متحد می بینی ولی پراکنده دل بوده و هماهنگ نمی باشند. این بدان خاطر است که مردمان بی شعور و ناآگاهی هستند.»
دین مبین اسلام حق هر کس را به او می دهد و از تجاوز به حقوق دیگران جلوگیری می کند و اقدامات صهیونیست های نازیست علیه ملت فلسطین نمی تواند موجب طولانی تر شدن عمر تجاوزشان گردد، زیرا حکومت ظلم یک ساعت است و باقی تا روز قیامت به دست حکومت حق خواهد بود.
" لا ینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی الدین و لم یخرجوکم من دیارکم أن تبروهم و تقسطوا إلیهم إن الله یحب المقسطین" (ممتحنه/8)
«خداوند شما را باز نمی دارد از این که نیکی و بخشش بکنید به کسانی که به سبب دین با شما نجنگیده اند و از شهر و دیارتان شما را بیرون نرانده اند. خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.»
ز: تلاش برای انحصار دایره درگیری به ملت فلسطین
ماده سی و دوم:
صهیونیسم جهانی و قدرت های استعماری با حرکتی هوشمندانه و برنامه ریزی شده و هدفمند تلاش می کنند که کشورهای عربی را یکی پس از دیگری از دایره درگیری با صهیونیست ها کنار بگذارند تا ملت فلسطین در این مسأله تنها بماند.
صهیونیسم مصر را با امضای توافق ننگین کمپ دیوید عملا و تا حد زیادی از دایره منازعه کنار گذاشت. رژیم صهیونیستی همچنین تلاش می کند که با امضای توافقاتی مشابه با دیگر کشورها، آنها را نیز از دایره درگیری دور سازد.
جنبش مقاومت اسلامی از ملت های عرب و مسلمان می خواهد که مانع اجرای این توطئه پلید شوند و در جهت توجیه عموم مردم بکوشند و عموم مردم را نسبت به خطری که فاصله گرفتن از مبارزه با دشمن صهیونیستی برای همه مسلمانان در بر دارد، آگاه سازند، زیرا امروز فلسطین با این خطر مواجه است و فردا منطقه یا مناطق دیگری با همین خطر مواجه خواهند بود و توطئه صهیونیسم حد و مرزی ندارد و آنان پس از فلسطین قصد دارند طرح شوم "نیل تا فرات" خود را اجرا کنند و هنگامی که منطقه مورد نظر خود را بلعیدند به فکر بلعیدن و توسعه سلطه خود بر دیگر نقاط خواهند افتاد و طرح های آنان در "پرتکل های دانشوران صهیون" و وضعیت کنونی آنان بهترین دلیل این امر است.
بنابراین دور شدن و خروج از دایره درگیری با صهیونیسم خیانتی بزرگ محسوب می شود و کسانی که به این خیانت دست می زنند، مطرود و ملعون جامعه مسلمانان خواهند بود. " و من یولهم یومئذ دبره إلا متحرفا لقتال أو متحیزا إلی فئة فقد باء بغضب من الله و مأواه جهنم و بئس المصیر" (انفال/16)
«هر کس در آن هنگام بدانان پشت کند و فرار نماید مگر برای تاکتیک جنگی یا پیوستن به دسته ای گرفتار خشم خدا خواهد شد و جایگاه او دوزخ خواهد بود و دوزخ بدترین جایگاه است.»
به همین سبب باید همه نیروها و توانایی ها برای مقابله با این تجاوز وحشیانه و ددمنشانه بسیج گردند و در غیر این صورت سرزمین های اسلامی از دست خواهند رفت، ساکنان آنها آواره خواهند شد و فساد در زمین گسترش خواهد یافت و همه ارزش های دینی نابود خواهد شد و هر انسانی باید بداند که در برابر خداوند متعال مسئول است. "فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره و من یعمل مثقال ذرة شرا یره" (الزلزله/7- 8)« پس هر کس که به اندازه یک خردل کار نیک انجام دهد (پاداش) آن را خواهد دید و هر کس که به اندازه یک خردل کار بد انجام دهد (پادافره) آن را خواهد دید».
در نبرد با صهیونیسم جهانی، جنبش مقاومت اسلامی خود را رأس پیکان یا خط مقدم جبهه نبرد می داند و در تلاش است تا همه فعالیت ها و تلاش های فعالان عرصه فلسطین را در خود گرد آورد و پس از آن باید از سوی جهان اسلام و جهان عرب گام های دیگری در این مسیر برداشته شود، زیرا فردا مسئولیت مقابله با توسعه طلبی یهودیان، آن تجار جنگ ها، بر عهده جهان اسلام و جهان عرب است.
" و ألقینا بینهم العداوة و البغضاء إلی یوم القیامة کلما أوقدوا نارا للحرب أطفأها الله و یسعون فی الأرض فسادا و الله لا یحب المفسدین" (مائده/64)
«ما در میان آنان تا روز قیامت دشمنی و کینه توزی افکنده ایم. آنان هر زمان که آتش جنگی (علیه پیامبران و مومنان) افروخته باشند، خداوند آن را خاموش ساخته است. آنان به خاطر ایجاد فساد در زمین می کوشند و خداوند مفسدان و تباهکاران را دوست نمی دارد.»
ماده سی و سوم
جنبش مقاومت اسلامی که همزمان با اعلام این مفاهیم عمومی منطبق بر سنت های هستی، حرکت خود را در مسیر مبارزه علیه دشمنان و دفاع از مسلمانان و تمدن و مقدسات اسلامی به ویژه مسجد مبارک الاقصی آغاز می کند از ملت ها و دولت های عرب و مسلمان می خواهد که در نگرش خود نسبت به این جنبش و تعامل با آن تقوای الهی پیشه کنند و آن گونه که خداوند متعال اراده فرموده است یاور و پشتیبان این جنبش باشند و از این جنبش حمایت کنند تا آنکه سنت های الهی جاری شود و امر الهی محقق گردد و صف های مجاهدان یکی پس از دیگری تشکیل گردد و گروه گروه به جهاد بپیوندند و مردم از جای جای جهان اسلام در پاسخ به ندای "حی علی الجهاد" به سوی جبهه ها بشتابند و این ندا تا زمان رهایی این بخش از سرزمین اسلامی و فرار متجاوزان و فرود آمدن یاری و نصر خداوند متعال، همچنان تکرار شود.
"و لینصرن الله من ینصره إن الله لقوی عزیز" (حج/40)
«وبه طور مسلم خدا یاری می دهد کسانی را که او را یاری دهند. خداوند نیرومند و چیره است.»
فصل پنجم: تاریخ این سرزمین شاهد مقابله با متجاوزان است
ماده سی و چهارم
فلسطین در طول تاریخ پر از نعمت و محل تلاقی قاره ها بوده است و طمعکاران همیشه به این سرزمین چشم طمع دوخته اند. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و سلم در حدیث شریفی که معاذ بن جبل آن را روایت کرده به این موضوع اشاره فرموده است. معاذ می گوید: رسول الله فرمودند: ای معاذ، خداوند پس از من شام را از عریش تا فرات به روی شما می گشاید، مردان و زنان این سرزمین تا روز قیامت پاسدار باقی می مانند، بنابراین هر یک از شما که در یکی از مناطق شام یا بیت المقدس سکنی گزید، او تا روز قیامت در جهاد است.
طمعکاران تاریخ بارها به این سرزمین چشم طمع دوخته و با ارتش های خود جهت تحقق آرزوهایشان به آن یورش برده و آن را اشغال کرده اند. صلیبی ها نیز با شعار عقیده و بر افراشتن پرچم صلیب به این سرزمین حمله کردند و پس از مدتی مسلمانان را از این سرزمین بیرون راندند، مسلمانان نیز در مقابل فقط زمانی موفق به دفع متجاوزان و بیرون راندن آنان از این سرزمین شدند که در زیر پرچم دین خود گرد آمدند و متحد شدند و تکبیر گویان جهاد در راه خدا را به رهبری و فرماندهی صلاح الدین ایوبی آغاز کردند و پس از دو دهه پیروزی به دست آمد و صلیبی ها از منطقه فرار کردند و فلسطین آزاد شد.
" قل للذین کفروا ستغلبون و تحشرون إلی جهنم و بئس المهاد" (آل عمران/12)
«(ای پیغمبر!) به کسانی که کافرند بگو شما شکست خواهید خورد و (در آخرت) گرد آورده می شوید و به دوزخ افکنده می شوید و (دوزخ) چه بد جایگاهی است!»
این تنها راه آزادسازی سرزمین فلسطین است و در شهادت تاریخ شکی نمی توان کرد. این سنتی از سنت های هستی و یکی از ناموس های آن است، زیرا فقط عقیده حق می تواند عقیده باطل و دروغین را نابود سازد، زیرا عقیده جز با عقیده از بین رفتنی نیست، و پیروزی نهایی از آن حق است. " لقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین، إنهم لهم المنصورون و إن جندنا لهم الغالبون" (صافات/171- 173)
(وعده ما راجع به بندگجان فرساده ما قبلا ثبت و ضبط گشته است. و آن این که ایشان قطعا یاری می گردند. ولشکر ما حتما پیروز می شوند.)
ماده سی و پنجم
جنبش مقاومت اسلامی شکست صلیبی ها به دست صلاح الدین ایوبی و رهایی فلسطین از دست آنان و نیز شکست سپاه تاتارها در عین جالوت و شکسته شدن عظمت و شوکت آنان به دست "قطز" و "ظاهر بیبرس"و نجات جهاد عرب از یورش ویرانگر تاتارها که می توانست همه تمدن بشری را نابود کند، به دقت می نگرد و از آن درس عبرت می گیرد، زیرا تجاوز و تهاجم امروزی صهیونیست ها پس از آن تجاوزات و تهاجمات صلیبی غربی ها و یورش تاتارهای شرقی تبار صورت گرفته است و همان گونه که مسلمانان با آن تهاجم ها مقابله کردند و اقداماتی برای دفع آن انجام دادند و عاقبت آنان را شکست دادند، این بار نیز می توانند با این تهاجم صهیونیستی مقابله کرده و متجاوزان را دفع کنند و آنان را شکست دهند و این امر بر خداوند متعال دشوار نیست، اگر مسلمانان نیت ها را خالص و عزم و اراده خود را تقویت کنند و از تجربه های گذشته بهره بگیرند و اثرات تجاوز فکری را بررسی کنند و روش های گذشتگان خود را در پیش گیرند.
پایان
اعضای جنبش مقاومت اسلامی سربازند
ماده سی و ششم
جنبش مقاومت اسلامی حماس در ادامه راه خود یک بار دیگر به همه فلسطینیان و ملت های عربی و اسلامی تاکید می کند که این جنبش در پی کسب شهرت برای خود یا کسب منافع مادی یا جایگاه اجتماعی برای خود نیست و دشمن یا رقیب هیچ یک از فرزندان ملت فلسطین نیست و درصدد گرفتن جایگاه هیچ یک از آنان نیز نیست. این جنبش همچنین دشمن هیچ یک از مسلمانان یا غیر مسلمانانی که از در صلح با مسلمانان درآمده اند، نیست و فقط یار و پشتیبان تجمعات و سازمان های فعال علیه صهیونیسم و حامیان آنها در فعالیت هایشان است.
جنبش اسلامی اسلام را قانون زندگی می داند و این عقیده جنبش اسلامی است و تنها به این اصل گردن می نهد و هر کس که اسلام را به عنوان قانون حیات خویش برگزیده باشد، خواه گروه باشد یا دولت یا هر نهاد دیگری، جنبش اسلامی خود را سرباز آن می داند و در پایان از خداوند متعال می خواهیم که ما را هدایت کند و به وسیله ما دیگران را نیز هدایت کند و میان ما و قوم ما به حق بگشاید.
"ربنا افتح بیننا و بین قومنا بالحق و أنت خیر الفاتحین" (اعراف/89)
(پروردگارا! میان ما و قوم ما به حق داوری کن و تو بهترین داورانی)
"و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین"