رئیس جمهوری اسلامی ایران می گوید در انتظار است رئیس جمهوری آمریکا به نامه ۱۸ صفحه ای او پاسخ دهد. مقامات جمهوری اسلامی روز سه شنبه گفتند نامه راه های جدیدی را برای حل مشکلاتی که در برابر بشریت قرار دارد پیشنهاد می کند. اما مقامات آمریکا آنرا که به گفته آنها محتوی نکته تازه ای نیست، رد می کنند. کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه به خبرگزاری آسوشیتد پرس گفت نامه راهی برای بحث در باره فعالیت های اتمی ایران باز نمی کند. رئیس جمهوری اسلامی در نامه، که صدای آمریکا متن آنر به دست آورده است، لیبرالیسم و دمکراسی را مفاهیمی شکست خورده می نامد ، از واشنگتن به دلیل حمله به عراق ، که به گفته او کشور را حدود ۵۰ سال به عقب برده است، انتقاد می کند و از نفرت جهانی نسبت به آمریکا به علت جنگ، که روز به روز بیشتر می شود، سخن می گويد. محمود احمدی نژاد همچنین انتقاد از اسرائیل، به ویژه پشتیبانی آمریکا از آن را تکرار می کند، و می گويد هالوکاست تاسیس اسرائيل را توجیه نمی کند. او اظهار نظر می کند که این اقدام میلیون ها آواره به وجود آورد و کشور یهود هزاران فلسطینی را به زندان انداخته است. در تنها اشاره به برنامه اتمی ایران، احمدی نژاد می پرسد چرا دستاوردهای تکنولوژیک و علمی در خاورمیانه، حتی آنهائی که می تواند برای مقاصد نظامی به کار رود، تهدیدی تصویر می شود. رئیس جمهوری اسلامی در نامه خود می گوید تاریخ در باره رهبران سیاسی قضاوت خواهد کرد و به پرزیدنت بوش توصیه می کند به راه و تعالیم انبیا، از جمله ابراهیم و عیسی مسیح ، و به کلام قران باز گردد.
خبرگزاري رويتر نوشت، رييس جمهور روسيه امروز (چهارشنبه) در لفافه به آمريكا در خصوص اقدام نظامي عليه برنامهي هستهيي ايران هشدار داد.
ولاديمير پوتين، رييس جمهور روسيه در سخنراني سالانهاش گفت كه مسكو صراحتا مخالف اشاعهي سلاحهاي هستهيي در جهان است.
اين گزارش افزود، پوتين در اشارهاي آشكار به تنش فزاينده ميان واشنگتن و تهران بدون آن كه نامي از آنها ببرد، گفت: روشهاي توسل به زور به ندرت نتيجهاي مطلوب به دست داده و اغلب پيامدهايشان حتي هولناكتر از خود تهديد بوده است.
در حال حاضر آمريكا و سه كشور اروپايي تلاش ميكنند روسيه و چين را در صف متحدان خود در صدور قطعنامهاي عليه ايران قرار دهند، اما مسكو و پكن مخالف هرگونه اقدامي كه به تشديد تنش بينجامد، هستند.
حسن قشقاوي سفير ايران در سوئد در پاسخ به مقاله جوابيه كاردار آمريكا در سوئد كه تا آمدن سفير جديد آمريكا در اين كشور رياست سفارت آمريكا را بر عهده دارد، مطلب مفصلي را امروز (چهارشنبه) در اين روزنامهي معروف در خصوص مواضع هستهيي ايران و نامه اخير دكتر محمود احمدينژاد، رييس جمهور كشورمان به همتاي آمريكايياش به چاپ رساند كه به شرح زير است:
«نگراني آمريكا و رفتار دوگانه
با تشكر فراوان از اظهار نظر كليه موافقين و منتقدين مقاله قبلي اينجانب كه در تاريخ 26 آوريل در روزنامه سونسكا داگبلادت به چاپ رسيد، در پاسخ به موافقين و منتقدين و به خصوص كيسي كريستينسن، كاردار سفارت آمريكا در سوئد مايلم اعلام كنم كه هدف هستهيي ايران بسيار ساده و روشن است. هر چند ايران داراي منابع سرشار نفت و گاز ميباشد، ليكن به دليل ضرورت تامين نيازمنديهاي اقتصادي و اجتماعي رو به رشد كشور ايران مجبور است منابع انرژي خود را تنوع بخشيده و در اين راستا به منابع مختلف انرژي اعم از هستهيي، بادي و خورشيدي دست پيدا كند.
تلاشهاي انجام شده در اين راستا هرگز مساوي و به معني تلاش براي دستيابي به سلاحهاي هستهيي نيست.
ايران معتقد است كه دستيابي به سلاحهاي هستهيي نه تنها امنيت كشور را افزايش نميدهد، بلكه موجبات ناامني فراوان نيز خواهد شد. بر همين اساس ايران همواره خواهان خلع سلاح نهايي قدرتهاي هستهيي جهان بوده است.
بر خلاف بسياري از اتهامات مطرح شده عليه ايران مبني بر تلاش براي دستيابي به توانايي سلاحهاي كشتار جمعي، تاكنون هيچ سندي دال بر تاييد اتهامات فوق در پنج گزارش مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي و 2000 نفر روز بازرسي در طول سه سال گذشته ارايه نشده است.
كاملا روشن است كه تاييد نهايي ماهيت صلح آميز يك برنامه هستهيي مستلزم زمان طولاني بوده و تاكنون از 190 كشور عضو آژانس تنها 21 كشور توانستهاند چنين تاييدي را از آژانس دريافت كنند و ايران جزو كشورهاي باقيمانده است. با وجود اين ايران تحت فشار سياسي آمريكا و برخي كشورهاي ديگر با رفتارهاي دو گانه و برخوردهاي گزينشي آنها مواجه بوده است. به عنوان مثال، در حالي كه آمريكا به عنوان يك قدرت هستهيي از خطر اشاعه سلاحهاي هستهيي در اثر فعاليتهاي صلحآميز ايران اظهار نگراني ميكند، در يك مسير كاملا متناقض قرارداد انتقال تكنولوژي هستهيي با كشورهاي غير عضو معاهده منع اشاعه سلاحهاي هستهيي را امضا كرده است. به ويژه قرارداد سال 2000 اين كشور با اسراييل، به عنوان تنها رژيم غير عضو ان.پي.تي در خاورميانه، كاملا مغاير با استراتژي عدم اشاعه آمريكاست. انتقال تكنولوژي سلاحهاي هستهيي به اسراييل و بيتوجهي مداوم آمريكا نسبت به ماده 6 معاهده ان.پي.تي از مصاديق بارز ناپايبندي آمريكا به تعهدات اين كشور بر اساس همين معاهده است. اين در واقع تنها يكي از مثالهاي متعدد بيتوجهي آمريكا به مقررات حقوق بينالملل است. موارد فوق آشكارا نشان ميدهند كه ابراز نگراني آمريكا از برنامه هستهيي صلح آميز ايران تنها بهانهاي براي پيشبرد مقاصد سياسي و تحميل يك آپارتايد هستهيي است.
ايران مانند بسياري از كشورهاي ديگر نظير روسيه و چين معتقد است كه آژانس بينالمللي انرژي اتمي مهمترين نهاد شايسته و صالح براي حل مسالهي هستهيي است و به علاوه تلاشهاي آمريكا براي استفاده ابزاري از شوراي امنيت و تصميمگيري بر اساس فصل 7 منشور ملل متحد، تنها به دشواري و پيچيدگي بيشتر براي جامعه بينالمللي منجر خواهد شد.
ايران حاضر است نسبت به ماهيت صلحآميز فعاليتهاي هستهيي خود تضمين عيني بدهد و در اين راستا هر ابتكار عملي كه حق مسلم ايران براي دسترسي به تكنولوژي صلح آميز هستهيي را به رسميت بشناسد، استقبال ميكند.
بايد تاكيد كنم كساني كه به دنبال تحميل اراده خود بر ايران هستند، با تاريخ مقاومت ملت ايران در برابر سياستهاي توسعه طلبانه بيگانگان آشنا نيستند. يك نظرسنجي بيطرفانه ميتواند نشان بدهد كه چقدر مردم ايران چه در داخل و چه در خارج از كشور از منافع ملي خود در اين رابطه دفاع ميكنند. بسياري از پزشكان دلسوز سوئدي نتيجه اين ميهن پرستي را در معالجه مصدومين شيميايي ناشي از حملات رژيم صدام شاهد بودهاند.
با در نظر گرفتن تحولات خاورميانه دولت آمريكا بايد بياموزد كه آن كشور با سياستهاي يكجانبه گرا و زورگويانه موفق به تحميل سياست خود بر ديگران نخواهد بود. با وجود اين گفتوگو در يك فضاي مبتني بر احترام متقابل، كه بسياري از نخبگان اروپايي و آمريكايي و شخصيتهاي بينالمللي از جمله كوفي عنان، دبيركل سازمان ملل آن را به آمريكا توصيه كردهاند، سازنده خواهد بود. در اين راستا ايران به نوبه خود ابتكار عمل برقراري ارتباط مستقيم را از طريق ارسال نامه جناب آقاي احمدينژاد خطاب به رييس جمهور آمريكا مطرح كرده است.»
|
نامهي محمود احمدي نژاد، رييس جمهور كشورمان به جورج بوش كه به سرعت تبديل به مهمترين خبر رسانههاي جهاني شد، بازتابهاي مختلفي را در عرصه سياسي و خبري جهان و ميان مقامات و شخصيتهاي مختلف داخلي و خارجي داشته است. با انتشار متن اين نامه و مشخص شدن مفاد آن، كارشناسان داخلي و نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز هر يك از ديدگاه خود اين نامه را ارزيابي كرده و آن را نقد كردهاند. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در زير به اين ديدگاهها اشاره شده است: صباح زنگنه با اشاره به نامه دكتر محمود احمدي نژاد به جورج بوش گفت: محورهاي اصلي نامه، محورهاي مهم و خوبي است؛ ولي محتواي در نظر گرفته شده ضعيف است و در سطح مسايلي كه امروزه در دنيا مطرح است، نيست. صباح زنگنه، كارشناس مسايل بينالملل در گفتگو با خبرنگار سياسي - خارجي خبرگزاري دانشويان ايران (ايسنا) نامه احمدي نژاد، رييس جمهور به جورج بوش را اقدامي موثر در شكلدهي يك فرهنگ جديد در تعاملات بينالمللي ارزيابي كرد و گفت: بايد ديد اين فرهنگ تا چه حد كارآرايي و تداوم خواهد داشت. وي ادامه داد: حال اينكه اين نامه در شرايط كنوني و مقطع فعلي چه ضروري داشته است و تا چه حد ميتواند موثر واقع شود جاي بحث و گفتگو دارد. زنگنه با بيان اينكه ذات اين حركت نوعي همتايي و هم رديفي ميان دو مسوول اجرايي دو كشور را مطرح ميكند گفت: اين نامه را از اين جهت شايد بتوان مثبت ارزيابي كرد كه روابط ميان دو كشور را از حالت رييس و مرئوسي و دستور گيرنده - دستور دهنده خارج ميكند. وي افزود: اكنون شرايط به گونهاي است كه جوابگوي چنين مسايل فرهنگي، فلسفي و كاربردي نيست. انبارلوئي با اشاره به نامه احمدينژاد رييس جمهور آمريكا گفت: در اين نامه از نظر علمي دقت زيادي لحاظ شده است و در شرايطي كنوني ميتواند براي روشنگري افكار عمومي داخل و به ويژه خارج از كشور مفيد باشد. محمد كاظم انبارلويي، سردبير روزنامه رسالت در گفتگو با خبرنگار انرژي هستهيي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اشاره به نامه دكتر محمود احمدينژاد به جورج بوش، رييسجمهور آمريكا گفت: نگاه من به نامه مثبت است و اين نامه تاثيرات شگرفي در ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران خواهد داشت. وي ادامه داد: اين نامه بيانگر نگاهي استراتژيك و هوشمندانه به مسايل سياست خارجي ايران است. انبارلويي اين نامه را يك ابتكار تازه و بديع خواند و اظهار داشت: در اين نامه در عين حال كه عزت، حكمت و مصلحت ايران رعايت شده است به مسايل و بحرانهاي جهان و منشاء آنها جايگاه رفيعي داده شده است و با نگاهي علمي و كارشناسي به آن نگريسته شده است. وي ادامه داد: اين تعبير آمريكاييهاست كه نامه را فلسفي و تاريخي و مذهبي دانستهاند، در نامه دقت زيادي لحاظ شده است و در شرايط كنوني براي روشنگري افكار عمومي داخل و خارج كشور بسيار مفيد است. سردبير روزنامهي رسالت گفت: در اين نامه از نگاهي كاملا عقلاني به مسايل جهان و مناسبات خارجي كشور نگريسته شده است. مشاور رييس جمهور سابق كشورمان معتقد است كه نامه اخير دكتر محمود احمدينژاد به جورج بوش از اين جهت كه سعي كرده تا خطر كنوني آمريكا را شناخته و به آن اهميت دهد، قابل تقدير است. حجتالاسلام و المسلمين محمد شريعتي دهاقان، مشاور رييس جمهور سابق كشورمان در گفتوگو با خبرنگار سياسي خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در ارزيابي نامهي رييس جمهور كشورمان به همتاي آمريكايياش اظهار داشت: به نظرم اينگونه نامه نويسيها و تبليغات حواشي آن اشكالات فراواني دارد كه قابل بررسي است. وي نامهي اخير رييس جمهور كشورمان به رييس جمهور آمريكا را با اعلام طرح هستهيي احمدي نژاد در سازمان ملل متحد مقايسه كرد و افزود: با وجود عدم توفيق در بحث مربوط به طرح آقاي احمدي نژاد و موضوع مذاكرات با آمريكا، به نظر ميرسد اين نامه از اين جهت كه سعي كرده خطر و تهديد آمريكا را بشناسد و به آن اهميت دهد اقدامي قابل تقدير است. مشاور رييس جمهور سابق كشورمان ادامه داد: به نظر ميرسد كه در ظرف زماني موجود و با توجه به ادبيات رفتاري دولت جديد كشور، ارسال اين نامه نميتواند تاثير بهسزايي را بر طرف مقابل داشته باشد. فراموش نكنيم كه سياست به منزلهي يك واحد است و يك مجموعهي به هم مرتبط است و در آن ميتوان تقسيم نقش كرد، ولي نميتوان تجزيهاش كرد. شريعتي دهاقان هم چنين گفت: بنابر آنچه گفته شد بسيار موثر و مهم است كه چه رفتار يا پيشنهادي از چه دولتي صادر ميشود و در هر حال من احساس ميكنم كه اين نامه در مجموع تاثير لازم را نداشته است. وي در نقد بخشهاي مربوط به ليبرال دموكراسي غرب كه در نامهي رييس جمهور ذكر شده بود، اظهار داشت: بخشي از اين نامه كه در آن به ديپلماسي غربي هجوم شده بود، اشكالات فراواني داشت و از آن جمله اينكه هيچ گزينهي جايگزيني به جاي اين شيوه حكومت غرب پيشنهاد نشده و تنها حاكميت كنوني زير سوال رفته بود و با اين اوصاف نميتوان بر نظرات تودهي مردم غرب تاثير گذاشت. مشاور رييس جمهور سابق كشورمان خاطر نشان كرد: در صورتي كه اين نامه در محتوايش پيشنهادي سياسي را به واشنگتن ارايه ميداد، بسيار حايز اهميت مينمود؛ ولي در حال حاضر كه فارغ از مباحث سياسي تنها به موعظه اكتفا شده بود، مسلما اهميت مورد نظر را تامين نكرده است. البته احتمالا با ارسال اين نامه شكستن برخي تابوها نيز دنبال ميشده است. شريعتي دهاقان افزود كه به عقيدهي او « در مجموع اين نامه بايد با دقت بيشتري تنظيم ميشد و به عنوان مثال طرح مباحثي چون 11 سپتامبر و دخالت سازمان امنيت آمريكا در آن» بهتر بود مطرح نشود. وي در رابطه با تاثير نفس ارسال چنين نامهاي از سوي بالاترين مقام اجرايي كشورمان به رييس جمهور آمريكا در شرايط كنوني ادامه داد: اگر هم تغييري در مباحث مربوط به پروندهي هستهيي يا مسايل ديگر ايجاد شود به واسطهي ايستادگي چين و روسيه و نه ارسال اين نامه بوده است كه بايد دقت داشته باشيم تا با برخي اعمالمان از قدرت چين و روسيه براي تاثيرگذاري بر نظرات شوراي امنيت نكاهيم. عضو هيات رييسهي مجلس شوراي اسلامي، دربارهي نامهي دكتر احمدينژاد به رييس جمهور آمريكا، گفت: اين نامه فعال بودن ديپلماسي خارجي و عدم منفعل بودن را نشان ميدهد. حسين نجابت در گفتوگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: اين موضوع نشان ميدهد كه ايران آمادهي بحث و گفتوگوي منطقي است، ولي نه به هر قيمتي. بنابراين اين دستاورد مثبتي براي ما خواهد بود، زيرا وجههي ما را هم در دنيا اصلاح ميكند. وي افزود: بنابراين ايران نبايد در يك موضع انفعالي بوده و دائما آنها اقدام كنند و ما بخواهيم پاسخگو باشيم. عضو كميسيون انرژي مجلس شوراي اسلامي، دربارهي عكسالعمل و برخورد آمريكا، اظهار كرد: خود اين نامه مهمترين دستاورد است، زيرا باعث شكسته شدن انسجام آمريكا شد. وي ادامه داد: طبيعتا آنها نميتوانند موضع روشني را اتخاذ كنند زيرا احمدينژاد با دعوت آنها به بحث جدي و فلسفي جايي براي موضع قوي و قدرتمندانهي َآمريكا و همكارانش باقي نگذاشت. نمايندهي مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي، با بيان اينكه آمريكا تلاش ميكند افكار عمومي را عليه ايران ساماندهي كند، بيان داشت: قويترين ابزار آنها در پيشبرد و اهدافشان رسانه است و در واقع اين موضوع فضاسازي آنها را شكست تا آراي عمومي دنيا به تناسب و سهم خودش قدمي به نفع ايران بردارد. وي با اشاره به اينكه اين نامه باعث جدا كردن اذهان عمومي از مسئلهي هستهيي ميشود، بيان كرد: اين نامه به بهبود نگاه عمومي دنيا به ايران كمك كرده و حداقل بر درصدي از روشنفكران دنيا تاثير ميگذارد كه ريشهي مشكلات جهاني در مسائلي است كه آمريكا تماميتخواه بوده و ميخواهد قدرت منحصر به فرد دنيا باشد. نايب رييس كمسيون اصل نود گفت: نامه رييسجمهور به بوش در نوع خود يك ابتكار عمل براي برون رفت از وضعيت موجود است. حجتالاسلام علي عسگري در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران( ايسنا) - منطقه خراسان، در خصوص نامه رييس جمهور به بوش اظهار داشت : اگر چه بايستي منتظر بازخوردهاي دولت امريكا و هم پيمانانش براي ارائه تحليل و قضاوت بود، اما در نوع خود يك ابتكار عمل براي برون رفت از وضعيت موجود است تا آنها نتوانند به اجماع برسند. وي افزود: اگر چه رايس اعلام كرده است كه اين نامه از نظر ما اهميت چنداني ندارد، اما مسلما براي كساني كه در كنار هم براي تصميم گيري دور يك ميز مي نشينند اهميت و ارزش خاصي دارد، چرا كه آنها به دنبال تحميل يك جانبه گرايي هستند، اما اين نامه در نوع خود يك رفتار سياسي جديد از ناحيه ايران است و براي انها پيامي را ارائه مي كند. وي با بيان اين كه طرف مقابل تاكنون سعي كرده است كه از احمدي نژاد چهرهاي جنگ طلب ارائه دهد و فضا را در ارتباط با ايران و شخص احمدي نژاد يك سويه نشان دهند، تصريح كرد: اين نامه جامعه جهاني و بين المللي را دچار شوك سياسي كرد. نماينده مشهد با اشاره به اين مطلب كه اگر اين نامه از سوي خاتمي نوشته مي شد برخي از منتقدين عرصه را بر وي تنگ مي كردند، اضافه كرد: در مورد احمدي نژاد تصور تحليل منفي براي اين كار وجود ندارد، ضمن اين كه مسلما وي اين كار را بدون نظر كلان حاكميت و اركان نظام انجام نداده است بنابراين تاثير آن در داخل و خارج به نفع نظام خواهد بود. وي با بيان اين كه بايستي از تمام ظرفيتهاي نظام در بحث سياست خارجي استفاده كرد، اضافه كرد: در اين ميان مي توان از افرادي كه تجربه در زمينه سياست خارجي دارند و يا در عرصه بين المللي تاثيرگذار هستند نظير هاشميرفسنجاني، خاتمي و يا گروه كاري روحاني و ولايتي نبايستي غافل بود چرا كه فردي نظير ولايتي از ابتدا و از زمان امام (ره) با بحث انرژي هسته اي همراه بوده است و در موقعيت جنگ و وجود ان همه فشار از جانب شرق و غرب ره به سلامت برده است بنابراين لازم است كه از چنين چهره هاي پخته و كارآمدي بيشتر استفاده كرد. وي افزود: با توجه به اين كه پروژه انرژي هسته اي كاملا سياسي شده است، بايستي از تمام ظرفيتهاي سياسي نظام در داخل و خارج استفاده كرد و از افرادي نيز كه در خارج از كشور هستند و در كشورهاي اروپايي نفوذ بالايي دانند نيز استفاده كرد. نماينده بجنورد در خصوص نامهي رييس جمهور به بوش، گفت: اصل اين حركت مورد پذيرش است و كار پسنديده است و در دورههاي گذشته نيز چنين حركتي توسط آقاي هاشمي رفسنجاني صورت گرفت، ولي در آن زمان پس از پذيرش قطعنامه و از موضع حق به جانب و به طور شفاف و مشخص خواستهاي نظام جمهوري اسلامي ايران از مجامع بينالمللي و دولت عراق در خصوص غرامت جنگي و ستم به ايران بود و هيچگاه خارج از موضع يك رييس جمهور نبود و در آن نامه تمامي منافع ملي ايران مدنظر قرار گرفته بود. اسماعيل گراميمقدم در گفتوگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، افزود: تفاوت نامه احمدينژاد با نامهي هاشميرفسنجاني كه در زمان رييس جمهوراش ابه صدام حسنن نوشت، ين است كه در اين نامه بيشتر به مسايل تاريخي پرداخته شده و هيچگونه خواست مشخصي در خصوص وضعيت فعلي و پرونده از آقاي بوش نيست و معين نشده است كه در قبال خواست آمريكا در مورد تعليق، چه چيزي را مطالبه ميكنيم و اساسا خواست ما از نامه چيست. نمايندهي مردم بجنورد در مجلس شوراي اسلامي، با بيان اينكه اين نامه داراي ماهيت رفع مشكلات ما با آمريكا نيست و اين جاي بحث دارد، تصريح كرد: اگر اين نامه از سطح بالاتري نوشته ميشد، يعني از سطح مرجع تقليد يا رهبر اسلامي يا شخصيتي كه بعد سياسي و مذهبي ميداشت، قابل تامل بود. ولي از موضع رييس جمهور كه وظيفهي تنظيم روابط بين ايران و ديگر كشورها را دارد به كشوري كه مدعي است پروندهي ما در شوراي امنيت است، متن نامه كمكي به حل مساله نميكند و حتي تحريك كننده افكار عمومي جهان ميشود. گراميمقدم اظهار داشت: كشوري را با اين ادبيات خطاب كردن به حل مشل كمك نميكند و اي كاش در اين نامه به مواردي اشاره ميشد كه به عاديسازي روابط ما با آمريكا كمك ميكرد. همچنين منابع دو كشور بررسي ميشد مثلا اينكه در عدم ارتباط ايران با آمريكا در اين بيست و هفت ساله چه كشورهايي چه منافعي كسب كردند و به ما دو كشور چه منافع و يا ضررهايي از اين قطع ارتباط تحميل شده است و اين مسايل بايد براي بوش به تصوير كشيده ميشد. آن وقت با شروع نامهنگاري و عاديسازي روابط با ما، بسياري از دشمنان ما از اين موضوع متضرر ميشدند. وي تاكيد كرد: اگر به اين موضوعات اشاره و روابط عادي ميشود، براي آمريكا مسلم خواهد شد كه تلاشهاي ايران در دستيابي به دانش هستهيي صلحآميز است و منجر به ايجاد فضاي صلح و دوستي ميشود. نمايندهي مردم تفرش و آشتيان دربارهي نامهي دكتر احمدينژاد به بوش گفت: اين نامه مانند توپي در زمين آمريكاست. علي دانشمنفرد در گفتوگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: فرستادن نامه شايد ايجاد تفاهم و تعامل توام با مهرورزي و عدالتخواهي باشد و همچنين ممكن است به توجه به شرايط سختي كه آمريكا در عراق پيدا كرده راهي براي پايان خصومت باز شود. عضو كميسيون انرژي دربارهي ضرورت اين نامه در فضاي كنوني گفت: چون در رابطه با ايران برخورد تندي شده و ايران تروريست معرفي ميشود، همچنين اظهارنظرهاي غيرديپلماسي كه رييسجمهور مطرح كرده است، شايد نوشتن اين نامه بيان نظرات ديپلماسي و اعتقادي و فلسفي احمدينژاد در راستاي منفعت رسيدن به همه و شايد خود رييسجمهور باشد. وي افزود: اگر مسوولين بتوانند به صورت منطقي و ديپلماتيك با دنيا صحبت كنند، اين نامه در ايجاد امنيت در منطقهي خاورميانه و جهان موثر خواهد بود. وي بيان داشت: آمريكا بايد به اين نامه جوابي بدهد؛ زيرا آن در تمام محافل جهاني و بينالمللي مطرح شده و برخورد غيرمنطقي به ضرر خود آمريكا خواهد بود.
دكتر يوسف مولايي گفت: اگر هدف از نامهي رييسجمهور ايران به رييسجمهور آمريكا ايجاد راهي براي مذاكرات مستقيم براي حل اختلافات فيمابين است، ميتواند قابل توجه باشد.
اين استاد دانشگاه و حقوقدان در گفتوگو با خبرنگار سياسي - خارجي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) با اشاره به نامهي رييسجمهور به كشورمان به جورج بوش، رييسجمهور آمريكا اظهار داشت: وقتي يك رييسجمهور به همتاي خود نامه مينويسد، بايد در چارچوب پروتكلهاي پذيرفته شده ديپلماتيك باشد.
وي گفت: طبق عرف جاري ديپلماتيك هر گونه مكاتبه بين سران كشور بايد دربارهي مسايل فيمابين باشد و خارج از اين چارچوب معمولا در يك نامهي رسمي مطرح نميشود.
مولايي با اشاره به ويژگي شكلي نامهي رييسجمهور به همتاي آمريكايياش گفت: معتقدم به لحاظ شكلي اين نامه خارج از چارچوب عرف ديپلماتيك است.
مولايي ابراز عقيده كرد: به لحاظ محتوايي ادبيات استفاده شده در اين نامه زيگزاگي است. گاهي موعظه ميكند و گاهي به شكلي كاملا صميمي از موضع يك آموزگار صحبت ميكند، در حالي كه هر گونه موعظه و ارشاد متناسب با جايگاه رييسجمهور نيست، بلكه بايد در قالب مقامي مذهبي مطرح شود.
مولايي ادامه داد: اين درحالي است كه دكتر احمدينژاد در سخنرانيها و موضعگيريهاي ديگر به شكلي برخورد گونه و تند با رييسجمهور آمريكا صحبت كرده است. اين گونه سخنان كه در نامه آمده است اگر از زبان محمد خاتمي، رييسجمهور سابق در چارچوب گفتوگوي تمدنها مطرح ميشد، ميتوانست قابل درك باشد.
اين حقوقدان با اشاره به ارسال اين نامه از سوي ايران در شرايط بينالمللي و منطقهيي كه كشورمان با آن مواجه است، گفت: در بحث هستهيي كه مهمترين مسالهي ايران و جهان است، غرب و آمريكا منتظر بحثها و راهكارهاي جديدي از سوي احمدينژاد در اين نامه بودند كه چنين انتظاري را برآورده نساخت.
مولايي ادامه داد: تصور نميكنم اين نامه تاثيري بلندمدت و عميق براي تامين منافع داشته باشد. اگر اين نامه با هدف آب شدن يخهاي روابط بين ايران و آمريكا صورت گرفته باشد، ميتوان يك مقدار به اين نامه اميدوار شد. در عين حال معتقدم هدف از اين كار بايد متناسب با ابزار و امكانات كشور تعيين شده باشد. |
به نقل از روزنامهي سياتل، مادلين آلبرايت، وزير امور خارجهي اسبق آمريكا اظهار داشت: با توجه به اينكه نيروي نظامي ما در عراق گرفتار است، اقدام نظامي عليه يك كشور ديگر بويژه وقتي مشخص نيست كه آيا در ايران مواد هستهيي وجود دارد يا خير، آخرين چيزي است كه ما به آن نياز داريم.
آلبرايت گفت كه براي حل مسالهي هستهيي ايران عاقلانه است آمريكا با ايران مذاكرات مستقيم داشته باشد و از لفاظي خودداري كند.
وي در خصوص نامهي محمود احمدي نژاد، رييس جمهور ايران به جورج بوش همتاي آمريكاياش گفت كه اگر چه شنيدنش مشكل است اما مسايل مطرح شده نامربوط نيست.
آلبرايت گفت: بيش از اينكه فكر كنم اين درگيري تمدنها است فكر ميكنم ما درگير نبرد ميان ايدهها هستيم.
وزير امور خارجه اسبق آمريكا گفت: آمريكا بايد به ياد داشته باشد كه دموكراسي سياست است و ماموريت نيست و هيچ درخواست الهي براي گسترش دموكراسي وجود ندارد.
| |||
|
|